عشقی حقیقی
انیا :بابا کمکم کن.........
که مکس اومد و پشت سره اون جولیا از راه رسید مکس یه چند باری داد و بیداد کرد و انیا رو کتک زدن و بار انداختش انباری ولی ایندفه به خدمتکارا و جولیا گفت که نه بهش اب و غذا بدم نه مراقبش باشن
مکس(این دیگه بیش از حد ممکن سانسوره)
جولیا رفت پیش دامیان تا همه چیز و بگه ولی درمورد انیا و اینا چیزی نمیگه
جولیا :دامیان جونم کجاست (حاجی ناموسا تو الان دوست پسر داری دست از دامیان بردار کشتیمون)
لونا :تو اتاقشون هستن خانم (خیلی ماراحته بخاطر اینکه انیا رفته )
جولیا :سلام دامیان جونم
دامیان :گمشو بیرون
جولیا :وا اومدم به تو سربزنم این چه حرفیه
دامیان :گفتم از جلو چشمام گمشووووووووووووو
جولیا :اروم باش من اومدم بهت سربزنم
دامیان :سر زدنت برای خودت گمشو بیرون
جولیا :هنوز هم داری به اون ز*نیکه فکر میکنی من چی ازش کم دارم اون چی داره من ندارم خوشگل تر از منه باشه ولی الان بهت خ*یانت کرده ولش کن تو الان مال منی فقط مال من اوند از سرت بیرون کن اون یه خ*یانت کاره
دامیا عصبی تر از قبل شد و پاشد یقه ی لباس جولیا رو گرفت و با داد گفت :یه بار دیگه دهنتو باز کنی میکشمت الانم گم....شو.....بی.....رون
دلمیان از روی فشاری که روش بود غش کرد و افتاد زمین وقتی بیدار شد دید جولیا کناره تختش نشسته جولیا تا فهمید دامیان بیدار شده گفت :خوبی
دامیان :انیا ......هق....انیا ....هق.....کجاییی انیااااااااا
جولیا :بسه دیگه اون دختر مرد بسه دیگه
دامیان :جولیا برو بیرون یه دفعه دیدی هم یه بلایی سره تو اومد هم من
جولیا کنار دامیان خوابید ولی دامیان پسش زد و رفت بیرون و جولیا برگشت خونه و حسابی عصبی بود در اون لحظه لوید به دامیان زنگ زد و ماجرای تلفنی که انیا بهش زد حرف زدن اونا رفتن جلو در خونه ی انیا
جولیا :اون اون چرا من پس زد هم تقصیر توعه عوضی هم انیا ی عوضی دارم براتون
جولیا انیا رو اوردی خونه یه زنگ به تعمیر کار زد و بله همه ی اینا تقصیر جولیا
جولیا :بیا اینجا
تعمیر کار اومد مکس خونه نیست
جولیا :این دختره ی افریته و رو میبری یه جا زنده به گورش میکنی
-باشه
لوید :ببخشید آقا زنگ این خونه رو میزنی بگی مامور برقی
-اتفاقی افتاده
لوید :نه من تازه از سفر برگشتم میخوام دخترم و سوپرایز کنم
-باشه
زینگگگگگ
-من برمیدارم ...کیه ......بفرمایید تو
تعمیر کار در ک باز کرد و لوید دامیان با سرعت اومدن تو خونه و دیدن انیا همه جاش کبود و بسته شده به میز هردو عصبی شدن
اینم پارت عسلیاااااااا من💜🩷❤️
که مکس اومد و پشت سره اون جولیا از راه رسید مکس یه چند باری داد و بیداد کرد و انیا رو کتک زدن و بار انداختش انباری ولی ایندفه به خدمتکارا و جولیا گفت که نه بهش اب و غذا بدم نه مراقبش باشن
مکس(این دیگه بیش از حد ممکن سانسوره)
جولیا رفت پیش دامیان تا همه چیز و بگه ولی درمورد انیا و اینا چیزی نمیگه
جولیا :دامیان جونم کجاست (حاجی ناموسا تو الان دوست پسر داری دست از دامیان بردار کشتیمون)
لونا :تو اتاقشون هستن خانم (خیلی ماراحته بخاطر اینکه انیا رفته )
جولیا :سلام دامیان جونم
دامیان :گمشو بیرون
جولیا :وا اومدم به تو سربزنم این چه حرفیه
دامیان :گفتم از جلو چشمام گمشووووووووووووو
جولیا :اروم باش من اومدم بهت سربزنم
دامیان :سر زدنت برای خودت گمشو بیرون
جولیا :هنوز هم داری به اون ز*نیکه فکر میکنی من چی ازش کم دارم اون چی داره من ندارم خوشگل تر از منه باشه ولی الان بهت خ*یانت کرده ولش کن تو الان مال منی فقط مال من اوند از سرت بیرون کن اون یه خ*یانت کاره
دامیا عصبی تر از قبل شد و پاشد یقه ی لباس جولیا رو گرفت و با داد گفت :یه بار دیگه دهنتو باز کنی میکشمت الانم گم....شو.....بی.....رون
دلمیان از روی فشاری که روش بود غش کرد و افتاد زمین وقتی بیدار شد دید جولیا کناره تختش نشسته جولیا تا فهمید دامیان بیدار شده گفت :خوبی
دامیان :انیا ......هق....انیا ....هق.....کجاییی انیااااااااا
جولیا :بسه دیگه اون دختر مرد بسه دیگه
دامیان :جولیا برو بیرون یه دفعه دیدی هم یه بلایی سره تو اومد هم من
جولیا کنار دامیان خوابید ولی دامیان پسش زد و رفت بیرون و جولیا برگشت خونه و حسابی عصبی بود در اون لحظه لوید به دامیان زنگ زد و ماجرای تلفنی که انیا بهش زد حرف زدن اونا رفتن جلو در خونه ی انیا
جولیا :اون اون چرا من پس زد هم تقصیر توعه عوضی هم انیا ی عوضی دارم براتون
جولیا انیا رو اوردی خونه یه زنگ به تعمیر کار زد و بله همه ی اینا تقصیر جولیا
جولیا :بیا اینجا
تعمیر کار اومد مکس خونه نیست
جولیا :این دختره ی افریته و رو میبری یه جا زنده به گورش میکنی
-باشه
لوید :ببخشید آقا زنگ این خونه رو میزنی بگی مامور برقی
-اتفاقی افتاده
لوید :نه من تازه از سفر برگشتم میخوام دخترم و سوپرایز کنم
-باشه
زینگگگگگ
-من برمیدارم ...کیه ......بفرمایید تو
تعمیر کار در ک باز کرد و لوید دامیان با سرعت اومدن تو خونه و دیدن انیا همه جاش کبود و بسته شده به میز هردو عصبی شدن
اینم پارت عسلیاااااااا من💜🩷❤️
- ۷.۵k
- ۲۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط