حالا که آمدی ،خط میزنم تمامِ ناممکن های دنیارا...

حالا که آمدی ،خط میزنم تمامِ ناممکن های دنیارا...
نیست و نابود میکنم ‌...
تمامِ نوشته هایم را که ،
رنگ و بوی تلخِ نبودنت را میدهند ...
به بهانه ی آمدنت واژه ی تنهایی را پَر پَر میکنم ،
تا تلافیه روز ها و سال های نبودنت شود..‌
در کنارت چه غم ها که به شادی تبدیل نمیشود...
و چه یخ بستن هایی در حضورت،
که تبدیل نمی شود به گرمای وجودت ...
میدانی ، دیگر از خاطراتمان فرار نمیکنم ...
چون تنها مقصدِ من برای هر رفتنی ،
آغوشِ امنِ توست ای همه چیز تمامِ قلبم ...
سقفِ آغوشِ امنِ تو ،
تلافیه تمامِ روزهای بی خانمانی ام شده است...

#پناه_خطیر
دیدگاه ها (۱)

تولدت مبارک، پارک جیمینِ من، فرشته‌ی کوچولوی دنیای من. 💛🐥🎂ام...

در انتـظار تـو میـمانم … بــرای آمدنت … بــرای بـوئیدنت …بـ...

خدایا آغوش پر مهرت را مثل همیشه به روی من بگشا❤️اجازه بده در...

وقتی از من میپرسی چرا از بین میلیون ها نفر عاشق تو شدم ؟ دوس...

تقدیم باعشق محضرزندگیم💝وقتی از من میپرسی چرا از بین میلیون ه...

بیاد بابا محمدم

خواستم بنویسم هیچ میدانی این آخرین متنیست که برایت مینویسم؟ه...

خواستم بنویسم هیچ میدانی این آخرین متنیست که برایت مینویسم؟ه...

چندین سال گذشت ، عمر کمی نیست !برای تو که دیگر نخواهم نوشت ،...

آرام باش ، ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیمآرام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط