سناریو مایکی پارت اخر
نویسنده: و بعد دست ا/ت رو میگیره و خیلی اروم به سمت زمین هلش میده
دستاشو تو دست ا/ت قفل میکنه و پیشونیشو نزدیک ا/ت میار
و
میگه
مایکی: ا/ت چان میدونی از وقتی دیدمت چقدر زندگیم عوض شده
مایکی: تو خیلی داری اذیتم میکنی همش داخل فکر و ذهنی
نمی تونم یک لحظه بهت فکر نکنم
مایکی: و خوب میدونی من ...من خیلی خیلی دوست دارم
ا/ت: چی چیییییییییی پشماممممممم
(خواهرم انرژی زنانه کوووووو🤣)
نویسنده: مایکی از روی ا/ت بلند میشه و موهاشو از کنار صورتش میزنه کنار
مایکی: یکم زوده
ا/ت: براچی؟
مایکی: لازم نیست بهش فکر کنی حالا شازده خانوم درخواست شاهزادتو قبول میکنی؟
ا/ت: خوب یه لحظه ما تا همین دو دقیقه پیش داشتیم درس میخوندیمممم
مایکی: جواب رو بگو دیگه
ا/ت: خوب اره منم ازت خوشم میاد
مایکی: حالا شد
نویسنده: درس که هیچ به باد رفت ولی این دوتا کفتر عاشق بهم رسیدن
سناریو بعدی چیفیو چرا؟ چون تو ناشناس گفته بودید🩷
قرار فوحشم بدید سر بعدی
دستاشو تو دست ا/ت قفل میکنه و پیشونیشو نزدیک ا/ت میار
و
میگه
مایکی: ا/ت چان میدونی از وقتی دیدمت چقدر زندگیم عوض شده
مایکی: تو خیلی داری اذیتم میکنی همش داخل فکر و ذهنی
نمی تونم یک لحظه بهت فکر نکنم
مایکی: و خوب میدونی من ...من خیلی خیلی دوست دارم
ا/ت: چی چیییییییییی پشماممممممم
(خواهرم انرژی زنانه کوووووو🤣)
نویسنده: مایکی از روی ا/ت بلند میشه و موهاشو از کنار صورتش میزنه کنار
مایکی: یکم زوده
ا/ت: براچی؟
مایکی: لازم نیست بهش فکر کنی حالا شازده خانوم درخواست شاهزادتو قبول میکنی؟
ا/ت: خوب یه لحظه ما تا همین دو دقیقه پیش داشتیم درس میخوندیمممم
مایکی: جواب رو بگو دیگه
ا/ت: خوب اره منم ازت خوشم میاد
مایکی: حالا شد
نویسنده: درس که هیچ به باد رفت ولی این دوتا کفتر عاشق بهم رسیدن
سناریو بعدی چیفیو چرا؟ چون تو ناشناس گفته بودید🩷
قرار فوحشم بدید سر بعدی
- ۵۸.۸k
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط