{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگذار بغض هایم را قرقره کنم، شاید

بگذار بغض هایم را قرقره کنم، شاید
چشم و هم چشم های یک دل تنگ
یادت بیاورد که تو
در آغوشِ شاعری قد کشیدی که
آب رفت تا تو
به یکتایی شاه بیتش کـــافر نشوی…
حالا تو نیستی که
اشک، پاپیچ نگاهم می شود و
مرا وادار به راز و نیاز
بر آستان سجاده ای می کند که
به عطر تن تو متبرک است…
جانماز که پیراهن تو باشد،
قنوت نمازم همان شعرهایی می شود که
در بند بند آغوشت به یادگار نوشته ام…
دیدگاه ها (۲)

♥ به سلامتی رفیقی که یاد کردنش وظیفه است.‏‎ ‎ ♥

عشقه...یادش بخیر♥♥♥♥

ﻣﺜﻞ ﯾﮏ ﺟﻨﮕﻞ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺧﺎﮐﺴﺘﺮِ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻢ ﺗﻨﻢ ﮔﻮﺭﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭﺧﺘﺎﻧﯿﺴ...

ﺍﺻـــﻼ ﭘﺴــــﺮﻩ ﻭ ﻣــــﺮﺩﻭﻧﮕــﯽ ﮐــــﺮﺩﻧﺎﺵ ! ﻋﻄﺮ ﺗﻠﺦ ﻭ ﺳﺮﺩ ﺯ...

یا حبیب الباکین ...پریدی بالا . الکی نمی گویم . واقعا پریدی ...

حسین جعفری

لیلا گرگانی شاعر کرمانشاهی

قسمت اولیا حبیب الباکین رسیدی . کتت را گرفتم و روی چوب لباسی...

رستم اله مرادی شاعر مسجدسلیمانی

بسم الله الرحمن الرحیم"#نامه_دخترکی_محروم_به_سید_محرومان..! ...

●○• 🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 ۱#آیه_های_جنون #قسم...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط