رئیس عشق(1 )
در اتاق کارم رو محکم بستم ایششش خسته شدم چقدر به حرف اون ریس مزخرف گوش بدم خب من 27 سالمه میدونم چیکار کنم چیکار نکنم بشینم دیگه به مهندسیم برسم( از زبان جانگ کوک ریس شرکت مهندسی)وای من ریسم یا اون دختر احمق وقتی کاری درست انجام نمیده همینه اههه ( از زبان ا/ت )رفتم خونه خودم لباسام رو عوض کردم و ولو شدم رو تخت
که خوابم برد صبح با صدا زنگ گوشیم بیدار شدم ندیدم کی بهم زنگ زده جواب دادم گفتم:ها گفت:ها چیه سلام گفتم:شما گفت:ریستم زود باش جلسه دیر شود دختر( عربده) گفتم:ببخشید اومدم...
زود لباسام رو پوشیدم با موتورم رفتم شرکت اخیش
رسیدم دیدم ریس با عصبانیت جلو دره داد زد گفت:یااا
کجا بودی بجنب گفتم:چشم
کارم رو کردم ریس اومد تو اتاق و گفت:امروز گند زدی جلو همه گفتم:اوه ببخشید جناب ریس گفت:با ریست
اینطوری حرف میزنی گفتم:باز ببخشید گفت:دیگه نمیتونی بیای جلسه گفتم:چرا اخه...... یهو یکی زد تو گوشم ایی گفتم:اه.. هق.. توچقدر بدی من دخترم.... هق... دردم میاد که گریم شدت گرفت و اون رفت ( از زبان جانگ کوک)اه چقد رو مخه ایششش ولی خیلی محکم زدمش چرا انقدر بامزه گریه می کنه تو این فکرا بودم که یکی گفت:ریس مهمون داریم گفتم:کیه( شب شد)اهه چقدر حرف زد یارو داد زدم ( خب هنوز تو شرکته)گفتم:یکی بیاد این اتاق کوفتی رو جمع کنه که
که خوابم برد صبح با صدا زنگ گوشیم بیدار شدم ندیدم کی بهم زنگ زده جواب دادم گفتم:ها گفت:ها چیه سلام گفتم:شما گفت:ریستم زود باش جلسه دیر شود دختر( عربده) گفتم:ببخشید اومدم...
زود لباسام رو پوشیدم با موتورم رفتم شرکت اخیش
رسیدم دیدم ریس با عصبانیت جلو دره داد زد گفت:یااا
کجا بودی بجنب گفتم:چشم
کارم رو کردم ریس اومد تو اتاق و گفت:امروز گند زدی جلو همه گفتم:اوه ببخشید جناب ریس گفت:با ریست
اینطوری حرف میزنی گفتم:باز ببخشید گفت:دیگه نمیتونی بیای جلسه گفتم:چرا اخه...... یهو یکی زد تو گوشم ایی گفتم:اه.. هق.. توچقدر بدی من دخترم.... هق... دردم میاد که گریم شدت گرفت و اون رفت ( از زبان جانگ کوک)اه چقد رو مخه ایششش ولی خیلی محکم زدمش چرا انقدر بامزه گریه می کنه تو این فکرا بودم که یکی گفت:ریس مهمون داریم گفتم:کیه( شب شد)اهه چقدر حرف زد یارو داد زدم ( خب هنوز تو شرکته)گفتم:یکی بیاد این اتاق کوفتی رو جمع کنه که
۶.۰k
۰۳ آبان ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.