{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام دوستان عزیزم امروز به بهشت رضای شهرمان رفتم و از یکی

سلام دوستان عزیزم امروز به بهشت رضای شهرمان رفتم و از یکی از قبرها قبل از دفن میت عکس گرفتم دوستان ما را با شانه داخل این قبر تنگ قرار میدن پس به فکر توشه ی خوب برای پس از آن باشیم
دیدگاه ها (۳)

بخدا قسم با دیدن این صحنه ها دل هر انسان با وجدانی آتیش میگی...

دو تا گنجشک بودن..یکی داخل اتاق ،یکی بیرون پشت شیشهگنجشک کوچ...

یا علی (ع) همه چشم به یاری تو در این لحظه دشوار داریم و اگر ...

خدایا به حال این کودکان معصوم نگاه کن بساط فقر را از جامعه م...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

پارت سوم

نام رمان : قلب در تاریکی .

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

رمان : آیدل من پارت :«2»ویو «ا/ت»با حرفی که آقای جانگ زد داش...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

رمان :قرار داد سر نوشت

p20صبح روز بعد، تهیونگ زودتر از همیشه به بیمارستان رسید.تمام...

دختر تنها{3}

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط