تو دریای منی..دریای سعادت و مهر..تو اقیانوسی از عشق و احس
تو دریای منی..دریای سعادت و مهر..تو اقیانوسی از عشق و احساسی...ساحل من همین چشمهای تو هست..من غریق اغوش توام ماه من...فدای تو دنیام..
بندر به بندر با تو پهلو می گیرم
لنگر به لنگر می کشم بر سینه طوفان را
کشتی به کشتی توی اقیانوس می غرقی
این ناخدای خسته ی سر در گریبان را
از لابلای حرف هایم می کشی بیرون
دیوان به دیوان، شمس می ریزد در آغوشت
من احتمال حافظم در مستی شیراز
من اعتبار سعدی ام، نثر گلستان را
الکل به الکل از سر خیام می افتم
شرجی به شرجی بر تن بوشهر می چسبم
خرما به خرما می پزم در داغ تابستان
دارم به بازی می کشانم پای هذیان را
بندر به بندر با تو پهلو می گیرم
لنگر به لنگر می کشم بر سینه طوفان را
کشتی به کشتی توی اقیانوس می غرقی
این ناخدای خسته ی سر در گریبان را
از لابلای حرف هایم می کشی بیرون
دیوان به دیوان، شمس می ریزد در آغوشت
من احتمال حافظم در مستی شیراز
من اعتبار سعدی ام، نثر گلستان را
الکل به الکل از سر خیام می افتم
شرجی به شرجی بر تن بوشهر می چسبم
خرما به خرما می پزم در داغ تابستان
دارم به بازی می کشانم پای هذیان را
- ۸۰۱
- ۰۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط