چگونه ادعای بندگی کنم در حالی که خود می دانم عبد تو نبودم

چگونه ادعای بندگی کنم در حالی که خود می دانم عبد تو نبودم و بنده ی نفس بودم؟
اما مهربان خالقم!
تنها چیزی که می توانم بگویم این است که با همه ی شرمندگی هایم ادعا می کنم که بنده ی تو هستم
و تنها کلامی برایت بگویم که نکند عمر به سر آید و این کلام را نگفته باشم
خدایا! ساده بگویم ... دوستت دارم
خدایا قلبم تشنه نور و عشق توست
هر روز به افکار و آرزوهایم بیا
به رویاهایم، در خنده هایم و اشک هایم
از سر رحمتت در فراموشی هایم پدیدار شو
به عبادتم، به کارم، زندگی و مرگم بیا


خدایا ... یاریم کن تا به این مقام برسم که احساس کنم که کسی از من غنی تر نیست
زیرا از عشق و شادی برخوردارم
یاریم کن تا به این مقام برسم که فقط تو را داشته باشم و لطف و حب الهی تو مرا لبریز کند


به این مقام برسم که بگویم
بیا فقر، بیا درد
وقتی که الله مهربانم شهریار قلب من است
هیچ گزندی به من نمی رسد
همه چیز می گذرد
مانند رویا می آیند و می روند
من در شادی بی مرگی هستم و ترسی ندارم
زیرا که او در من ساکن است
و سایه جاودانه او بر روح من حکمــفرماست
و اینک دستم را بر آستانت بلند می کنم که دستگیرم باشی
تو همانی که من می خواهم، پس مرا همان کن که تو می خواهی
آه پرودگارا......
دیدگاه ها (۱۳)

خدایا مرا چنان سرپا کن که همه بدانند این بنده را خدا بلند کر...

می‌گوید:هزار عیب و دوصد نقص در وجودِ من است؛تو اما با نگاهِ ...

خدا می‌فرماید:«ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»«مرا بخوانید تا ش...

گاهی وقت‌ها باید با خدا این‌گونه نجوا کرد...خدایا... تو غیر ...

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مراکافر عشقم اگر غیر #تو ک...

تمام راه با توامبا تو پرندگان را تماشا می کنمبا تو زیر سایه ...

عاشقانه های شبنم

می‌خواستم بلد باشم تو را بخندانم،و بلد باشم وقتی غصه داری قا...

۱. خدایا شکرت که امروز فرصت دارم از نو شروع کنم و این بار آگ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط