قسمت دوم پارت3💔p3 💔I fell in love with a spy
وقتی گوشی رو قطع کردم از خوشحالی جیغغغغغغغغ کشیدددددددددمممممممممممممممممممممم رسیدم خونه و ماشین رو خاموش کردم و سویچ رو توی جیب شلوارم گذاشتمو سوار اسانسور شدم و طبقه 5 رو فشار دادم از آسانسور پیاده شدم و کلید رو توی قفل واحد 18 انداختم و در رو باز کردم پدر و مادرم بیدار بودن و جلوی تلویزیون نشسته بودند گفتم:سلام بابام گفت:چرا انقدر دیر اومدی؟ گفتم:ترافیک بود مامانم گف:با برایان بوده جان حتما داشتن برنامه عقد و عروسی و نامزدی و حلقه و اینارو میزاشتن دیگه وقتشه گفتم:چییییی مامانم گفت:با پدر مادر برایان حرف زدم اونا خیلی دوستت دارن لوسی برایان دیوانه وار عاشقته تو هم همین حسو داری پس چرا لفتش میدیم بیاین کار رو یه سره کنیم گفتم:امم مامان من هنوز وقت لازم دارم...... گفت:برای خرید لباس عروس و انتخاب حلقه و اینا؟ گفتم:چییییییی نه برای اینکه فکر کنم میخوام واقعا با برایان باشم یا نه گفت:دختر بهتر از برایان پیدا نمیکنی.برایان برامون داماد خوبی میشه بابام گفت:همین ک گفتیم میخوایم پس فردا دور و برمون نوه هامون باشن شوکه شدم از دستام عرق میریخت ببابام گقت:نوه پسر میخوام اونم چند تا همش بالا و پایین بپرن دهنم باز مونده بود سرم رو پایین انداختم تا اشک هام معلوم نشه و فقط به سمت اتاقم دویدم و در اتاق رو قفل کردم و خودم رو روی بالشتم انداختم و زار زار روش گریه کردم من فقط 20 سالمه فردا پس فردا بچه دارم بشم؟؟؟؟؟ من خودم بچم من نمیخواممممممم اسم برایان رو به :مایه بدبختی هام💔 _تغییر دادم
همون لحظه مایه بدبختی هام زنگ زد:) جواب دادم و دادزدم:تا چند روز نمیخوام ریختت رو ببینم آشغال عوضی فهمیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و تلفن رو قطع کردم و اون رو بلاک کردم.خدا فقط بابام چیا می گقتتتتتتتت مامان بابام چرا اینطوری شدنننننننن خدای منننننننننننننننننننننننننننننننننن من بچه دار شممممممم؟ چقدر تباهههههههههههههههههههههههههه همون لحظه شماره ای ناشناس زنگ زد.............
همون لحظه مایه بدبختی هام زنگ زد:) جواب دادم و دادزدم:تا چند روز نمیخوام ریختت رو ببینم آشغال عوضی فهمیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و تلفن رو قطع کردم و اون رو بلاک کردم.خدا فقط بابام چیا می گقتتتتتتتت مامان بابام چرا اینطوری شدنننننننن خدای منننننننننننننننننننننننننننننننننن من بچه دار شممممممم؟ چقدر تباهههههههههههههههههههههههههه همون لحظه شماره ای ناشناس زنگ زد.............
۲۶.۶k
۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.