می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت.
می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت.
روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکه ی مردی غافل را می دزدد. هنگامی که به خانه رسید کیسه را بازکرد دید در بالای سکه ها کاغذیست که بر آن نوشته است:
"خدایا به برکت این دعا سکه های مرا حفاظت بفرما"
اندکی اندیشه کرد سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند.
دوستانش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد.
دزدکیسه در پاسخ گفت:
صاحب کیسه باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است....او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است،
من دزد دارایی او بودم نه دزد دین او.
اگر کیسه او را پس نمیدادم، باورش بر دعا و خدا سست می شد، آن گاه من دزد باورهای او هم بودم و این دور از انصاف است...!
و این روزها در این سرزمین عده ای هم دزد خزانه مردمند و هم دزد باورهای شان.
اگر می بری سکه ها را ببر، نه باورها را*
روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه ی سکه ی مردی غافل را می دزدد. هنگامی که به خانه رسید کیسه را بازکرد دید در بالای سکه ها کاغذیست که بر آن نوشته است:
"خدایا به برکت این دعا سکه های مرا حفاظت بفرما"
اندکی اندیشه کرد سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند.
دوستانش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد.
دزدکیسه در پاسخ گفت:
صاحب کیسه باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است....او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است،
من دزد دارایی او بودم نه دزد دین او.
اگر کیسه او را پس نمیدادم، باورش بر دعا و خدا سست می شد، آن گاه من دزد باورهای او هم بودم و این دور از انصاف است...!
و این روزها در این سرزمین عده ای هم دزد خزانه مردمند و هم دزد باورهای شان.
اگر می بری سکه ها را ببر، نه باورها را*
- ۲.۳k
- ۰۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط