{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شکر ایزد را که دیدم روی تو

شکر ایزد را که دیدم روی تو
یافتم ناگه، رهی من سوی تو

چشم گریانم ز گریه کُند بود
یافت نور از نرگسِ جادویِ تو

بس بگفتم کو وصال و کو نجاح
بُرد این کو کو مرا، در کوی تو

از لبِ اقبال و دولت، بوسه یافت
این لبانِ خشکِ مِدحت گوی تو

تیر غم را اِسپری مانع نبود
جز زره‌هایی که دارد موی تو

آسمان جاهی که او شد فرش تو
شیرمردی کو شود آهوی تو

شاد بختی که غم تو قوت او است
پهلوانی کو فتد پهلوی تو

جست و جویی در دلم انداختی
تا ز جست و جو روم در جوی تو

خاک را هایی و هویی کی بدی
گر نبودی جذب‌های و هوی تو

آب دریا تا به کعب آید ورا
کو بیابد بوسه بر زانوی تو

بس که تا هر کس رود بر طبع خویش
جمله خلقان را نباشد خوی تو

مولانا
دیدگاه ها (۱)

شکر ایزد را که دیدم روی تویافتم ناگه رهی من سوی توچشم گریانم...

هیچ نندیشم به جز دلخواه تو شکر ایزد را که دیدم روی تو یافتم ...

هیچ نندیشم به جز دلخواه توشکر ایزد را که دیدم روی تویافتم نا...

چشم گریانم ز گریه کند بودیافت نور از نرگس جادوی توپس بگفتم ک...

❤ ️❤ ️🌹 🌹 ❤ ️❤ ️ سوگند به نامت که تو آرام منیدر نهانخانه جان...

سلام محبوبان بےنظیرم...اصل اصل حالتان چطوراست!؟....آغازین هف...

هر زمان نوعی شود دنیا و ما                            بی خبر...

همچو مریم گوی پیش از فوت ملکنقش را کالعوذ بالرحمن منکدید مری...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنید.ق...

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط