{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای تشنه شهیدِ سر بریده،

ای تشنه شهیدِ سر بریده،
دل از «سر« و از «پسر» بریده!

در ظهر عطش مگر چه دیدی؟!
کز جام جهان نظر بریدی؟

ای آب حیات دین «احمد»(ص)!
ای کشتی اُمت «محمد» (ص)!

بگذار که در غمت بمیرم،
کز چشم تو خون بها بگیرم!

بی سر و سامان توأم یا حسین!
دست به دامان توأم یا حسین!

زُهرۀ منظومۀ زهرا حسین،
کشتۀ افتاده به صحرا حسین!

عاقبت این عشق هلاکم کند،
در گذر کوی تو خاکم کند !
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

ای تشنه شهید سر بریده دل از سر و از پسر بریده در ظهر عطش مگر...

😓بی سر و سامان توام #یاحسین ع 🌿 #أنا_علی_العهد زائر ایراني ک...

ای تشنه شهید سر بریدهدل از سر و از پسر بریدهدر ظهر عطش مگر چ...

یا حسین ...ای تشنه شهید سر بریدههع دل از سر و ازپسر بریدهدر ...

زهره منظومه زهرا حسین کشته افتاده به صحرا حسینعاقبت این عشق ...

بی سرو سامان توام یاحسیندست به دامان تو ام یا حسینعاقبت این ...

قال الصادق عشاق حسینخون گریه کنید بر داغ حسین.ای آب حیات کشت...

بی سر و سامان تو ام یا حسین دست به دامان تو ام یا حسینجاااان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط