بی قرارم، بی قرارم... بی قرارِ هیچکس!
بی قرارم، بی قرارم... بی قرارِ هیچکس!
می وزم چون باد سوی سبزه زار هیچکس!
با امیدی خوش خیالانه به پایان می برم
سال های عمر را در انتظارِ هیچکس!
تا کسی عاشق نباشد عشق می ورزد مگر؟!
عاشقم یک عاشقِ دیوانه وارِ هیچکس!
یک نفر باید که باشد شعر تقدیمش کنی
می کنم من شعرهایم را نثارِ هیچکس!
خسته ام تا بی نهایت زیر بارِ هرکسی
می تکانم شانه ام را از غبارِ هیچکس!
تاب و بی تابم برای خانه ام تا میرسم
بلکه بنشینم کنارِ او. . . کنارِ هیچکس!
می کشم دستی به روی تار موهای سفید
رو به روی گریه یِ بی اختیارِ هیچکس!
شاخه ی در آرزویِ نو بهارانم شکست
کاری از دستش نمی آید بهارِ هیچکس!
بیت بیت این غزل را اشک میگوید، نه من
زیر شعرم می نویسم: _ یادگارِ هیچکس!_
می وزم چون باد سوی سبزه زار هیچکس!
با امیدی خوش خیالانه به پایان می برم
سال های عمر را در انتظارِ هیچکس!
تا کسی عاشق نباشد عشق می ورزد مگر؟!
عاشقم یک عاشقِ دیوانه وارِ هیچکس!
یک نفر باید که باشد شعر تقدیمش کنی
می کنم من شعرهایم را نثارِ هیچکس!
خسته ام تا بی نهایت زیر بارِ هرکسی
می تکانم شانه ام را از غبارِ هیچکس!
تاب و بی تابم برای خانه ام تا میرسم
بلکه بنشینم کنارِ او. . . کنارِ هیچکس!
می کشم دستی به روی تار موهای سفید
رو به روی گریه یِ بی اختیارِ هیچکس!
شاخه ی در آرزویِ نو بهارانم شکست
کاری از دستش نمی آید بهارِ هیچکس!
بیت بیت این غزل را اشک میگوید، نه من
زیر شعرم می نویسم: _ یادگارِ هیچکس!_
- ۱.۲k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط