{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳۶

پارت ۳۶
#دیانا
با ارسلان و عسل رفتیم سمت دریا
خیلی ناراحت بودم نیکا داره میره کانادا
رفتیم با ارسلان و عسل
لب ساحل تزئین کردیم
بعد از ۵۰ میل بعد
محراب مهدیس عسل هم امدن
دوباره تزئین کردیم
خیلی خوشگل بود
ساعت ۹ شب شد
#ممد
ساعت ۹ رسیدیم
پ. اینجا کجاس
ممد. دریا
با پانیذ پیدا شدیم من رفتم چشای پانیذ بستم
پ. عه کی دستش گذاشته رو صورتم
ممد. چشماتو باز کن
پانیذ با این تزئین ذوق زده شد
پشتش حلقه زدم
ممد. خانم کرمی با من ازدواج میکنی؟!
پ. معلومه که اره
بچه ها. مبارک
پانیذ امد بقلم بعد لبشو گذاشت رو لبم ۲ میل بعد
محراب. عه ممد
ممد. بزار با عشقم جال کنم .
رضا. عیش
عسل . یاد بگیر رضا
رضا. عشقم نپصم دورت بگردم خوشگلم
عسل . عیش
مهدیس . خب منو دیانا فقط سینگلیم
دیانا. بل بل بیا بقلم
مهدیس. آمدم
محراب. خیلی چندش هستید عیش .
ممد. کوف
پ. درد
مهدیس. مرض .
دیانا. زهرمار
رضا. دیانا زهرمار من باید میگفتم
دیانا. رضا
رضا. جان
دیانا. خفه .
رضا. شو .
دیدگاه ها (۰)

پارت ۲۴ #رضا شام خوردیم رفتیم خونه پانیذ چون ۱ ماشین داشتیم ...

پارت ۳۱ #عسلبچه ها نگه داشتن ماهم نگه داشتیم محراب. بریم غذ...

توضیحات رمان بچه هایی ک داخل رمان هستند ارسلان دیانا محراب م...

پارت ۴۵#عسلبا بچه ها داشتیم صبحونه می‌خوردیم ممد. بچه ها بر...

#نیکا_فلاحی#نیکا#دیانا_رحیم#دیانا#مهدیس_حسینی#مهدیس#پانیذ_کر...

#نیکا_فلاحی#نیکا#دیانا_رحیم#دیانا#مهدیس_حسینی#مهدیس#پانیذ_کر...

#نیکا_فلاحی#نیکا#دیانا_رحیم#دیانا#مهدیس_حسینی#مهدیس#پانیذ_کر...

#نیکا_فلاحی#نیکا#دیانا_رحیم#دیانا#مهدیس_حسینی#مهدیس#پانیذ_کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط