____[The Forbidden Crossing]____
تـقـاطـع مـمـنـوعـه⁶⁴
+از کی؟
-از ماه
+چرا؟
-چرا هر جا میرم دنبالمههههه داره تعقیبمون میکنه؟
از حرفش با تمام قدرت زدم زیر خنده
جوری که تو چشمام اشک جمع شده بود
-چرا میخندیییی
-اصلا نکنه تو یه مافیای روانی، آدمکش هستی که الان ماه داره جاسوسی تو رو میکنه؟
+به من میخوره آدمکش باشم؟
-والا جوری که به نیک نگاه میکردی میتونستی تیکه تیکهاش کنیییی(کیوت)
+اگه کسی نزدیکت بشه معلومه
-چی میگیییی چرا گیجم موکونیییی
+نمیکنم
-چرااا یه بار مهربونی یه بار بداخلاق یه بار منو میبوسی یه بار باهام سرد میشییییییییی
واقعا نمیدونستم چی بگم
حتی خودمم گیج شده بودم
-تو عاشگم شدییی؟(ذوق و کیوت)
+نمیدونمم
-دروغگوو
شاید خیلی براش صبر کرده بودم ولی نمیتونستم تحمل کنم
از قدیمم گفتن مستی و راستی پس بهش گفتم:
+تو چیییی؟ تو هم به من حسی نداری؟
بعدش دستاشو باز کرد و توی هوا تکونشون داد و بعد با تمام قدرت داد زد
-من عاشقتمممممممم جئون جونگ کوککککککک
اون مال منهههههههه
فقط من حق دارم بهش بگم کوکییییییییی
احساس کردم دستام خشک شده بود
انگار روی زمین نبودم
حتی جلومو هم درست نمیدیدم
بعدش دوباره با تمام قدرت دستاشو دور کمرم سفت کرد و گفت:
-ولی خودم بهش عادت نکلدم(بچگونه و کیوت)
احساس میکردم دارم توی هوا پرواز میکنم
توی دلم گفتم:
+جئون جونگ کوک..
تویی که فقط میخواستی اونو عاشق خودت کنی و بعدم ولش کنی..
الان خودت توی دام عشقش افتادی...
ولی...
مگه میشه به اون چشمای سبزش نگاه کرد و توشون غرق نشد؟
.....
دخترا ببخشید دیروز حالم خوب نبود🫠
شایدددددددد شب باز پارت گذاشتم براتون✨️
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
+از کی؟
-از ماه
+چرا؟
-چرا هر جا میرم دنبالمههههه داره تعقیبمون میکنه؟
از حرفش با تمام قدرت زدم زیر خنده
جوری که تو چشمام اشک جمع شده بود
-چرا میخندیییی
-اصلا نکنه تو یه مافیای روانی، آدمکش هستی که الان ماه داره جاسوسی تو رو میکنه؟
+به من میخوره آدمکش باشم؟
-والا جوری که به نیک نگاه میکردی میتونستی تیکه تیکهاش کنیییی(کیوت)
+اگه کسی نزدیکت بشه معلومه
-چی میگیییی چرا گیجم موکونیییی
+نمیکنم
-چرااا یه بار مهربونی یه بار بداخلاق یه بار منو میبوسی یه بار باهام سرد میشییییییییی
واقعا نمیدونستم چی بگم
حتی خودمم گیج شده بودم
-تو عاشگم شدییی؟(ذوق و کیوت)
+نمیدونمم
-دروغگوو
شاید خیلی براش صبر کرده بودم ولی نمیتونستم تحمل کنم
از قدیمم گفتن مستی و راستی پس بهش گفتم:
+تو چیییی؟ تو هم به من حسی نداری؟
بعدش دستاشو باز کرد و توی هوا تکونشون داد و بعد با تمام قدرت داد زد
-من عاشقتمممممممم جئون جونگ کوککککککک
اون مال منهههههههه
فقط من حق دارم بهش بگم کوکییییییییی
احساس کردم دستام خشک شده بود
انگار روی زمین نبودم
حتی جلومو هم درست نمیدیدم
بعدش دوباره با تمام قدرت دستاشو دور کمرم سفت کرد و گفت:
-ولی خودم بهش عادت نکلدم(بچگونه و کیوت)
احساس میکردم دارم توی هوا پرواز میکنم
توی دلم گفتم:
+جئون جونگ کوک..
تویی که فقط میخواستی اونو عاشق خودت کنی و بعدم ولش کنی..
الان خودت توی دام عشقش افتادی...
ولی...
مگه میشه به اون چشمای سبزش نگاه کرد و توشون غرق نشد؟
.....
دخترا ببخشید دیروز حالم خوب نبود🫠
شایدددددددد شب باز پارت گذاشتم براتون✨️
#رمان #فیک #تقاطع_ممنوعه #رایا #کوک #The_Forbidden_Crossing
- ۲۵.۸k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط