مصرعی میگویم و رد میشوم
مصرعی میگویم و رد میشوم
کاروان در دل صحراست خدا رحم کند...
پسرسعد دراین غائله سردار شده
گوییا حرمله از قصه خبردارشده
بوسه میزد به نوک تیرو به خنده میگفت
نور چشمان علی تازه پسردار شده...
صبحم بنام تو ...
از دور ســـلام ...
اَﻟﺴﱠﻼم ُ ﻋَﻠَﻰ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ َو ﻋَﻠﻰ ﻋَﻠِﻰ ِّ ﺑْﻦ ِ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ
َِو ﻋَﻠﻰ اَوْﻻد ِ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ ِو ﻋَﻠﻰ اَﺻْﺤﺎب ِ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ
السلام علیک یا صاحب الزمان
آقاجان
نیمه شب ها با خیالت درد و دل ها می کنم
شکوه های بی شمار از دست دنیا می کنم
این زمانه سخت می گیرد به من یابن الحسن
من به عشقت با همه غم ها مدارا می کنم
ألـلَّـھُـمَــ ؏َـجِّـلْ لِوَلـیِـڪْ ألْـفَـرَج
یاحُسینــــــــــــــــــــــــــــــــــ(ع)
کاروان در دل صحراست خدا رحم کند...
پسرسعد دراین غائله سردار شده
گوییا حرمله از قصه خبردارشده
بوسه میزد به نوک تیرو به خنده میگفت
نور چشمان علی تازه پسردار شده...
صبحم بنام تو ...
از دور ســـلام ...
اَﻟﺴﱠﻼم ُ ﻋَﻠَﻰ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ َو ﻋَﻠﻰ ﻋَﻠِﻰ ِّ ﺑْﻦ ِ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ
َِو ﻋَﻠﻰ اَوْﻻد ِ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ ِو ﻋَﻠﻰ اَﺻْﺤﺎب ِ اﻟْﺤُﺴَﯿْﻦ
السلام علیک یا صاحب الزمان
آقاجان
نیمه شب ها با خیالت درد و دل ها می کنم
شکوه های بی شمار از دست دنیا می کنم
این زمانه سخت می گیرد به من یابن الحسن
من به عشقت با همه غم ها مدارا می کنم
ألـلَّـھُـمَــ ؏َـجِّـلْ لِوَلـیِـڪْ ألْـفَـرَج
یاحُسینــــــــــــــــــــــــــــــــــ(ع)
- ۱.۶k
- ۱۹ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط