از همین تریبون اعلام میکنم شروع داستان جدید رو 🤠😎
از همین تریبون اعلام میکنم شروع داستان جدید رو 🤠😎
فقط از الان بگم که شرایط پارت گذاری فقط و فقط بستگی به لایک و کامنت های شما عزیزان داره:)
خب بریم برای معرفی شخصیت ها😃
کیم تهیونگ | Kim Taehyung
مردی که فاصله را بلده؛ نزدیکشدن رو نه..
۳۰ سالشه ، مدیر باشگاه و اصطبل ، کمحرف و محتاط..
«بعضی آدمها از تنهایی نمیترسند؛ از چیزی میترسند که ممکن است با دوستداشتن از دست بدهند.»
سویی | Soyi
دختری با دو روی متفاوت؛ آرامش در ظاهر، طوفان در گذشته..
۲۶ سالشه ، طراح داخلی ، عاشق موتورسواری..
«بعضی خاطرات، حتی وقتی فراموششان میکنی دست از تعقیبت برنمیدارند.»
جونگهه | Jong hae
نزدیک ترین دوست، حتی وقتی احساساتش رو پنهان میکند..
۲۸ ساله ، مهربان و صمیمی ، کسی که سویی میتونه روش حساب کنه..
«گاهی سختترین اعتراف گفتن چیزی است که مدتهاست در قلبت نگه داشتهای.»
مینجی | Minji
دختری گرم و صمیمی ، گاهی پر حرف و دردسر ساز..
۱۹ ساله ، دانشگاهی ، عاشقِ خوش گذرونی و رها بودنه
« منم یک آدمِ بالغم میتونم برای خودم تصمیم بگیرم.»
هیونجین | Hyun jin
استاد شوخیکردن.. نه لزوماً استاد اعتراف به احساساتش!
۳۰ ساله ، مربی باشگاه ، شوخطبع، وفادار و قابلاعتماد..
«قرار نبود جدیاش بگیرم؛ پس چرا دیگر نمیتونم مثلِ قبل باهاش شوخی کنم؟»
««««شاید گاهی داستانها هرگز به پایان نرسند؛ چون بعضی خاطرات، ناتمام میمانند...»»»»
سعی کردم خیلی جزئی و اسپویل کاملی از داستان نداشته باشه..
تا اینجا چطوره؟ شخصیت هارو میپسندید؟
فقط از الان بگم که شرایط پارت گذاری فقط و فقط بستگی به لایک و کامنت های شما عزیزان داره:)
خب بریم برای معرفی شخصیت ها😃
کیم تهیونگ | Kim Taehyung
مردی که فاصله را بلده؛ نزدیکشدن رو نه..
۳۰ سالشه ، مدیر باشگاه و اصطبل ، کمحرف و محتاط..
«بعضی آدمها از تنهایی نمیترسند؛ از چیزی میترسند که ممکن است با دوستداشتن از دست بدهند.»
سویی | Soyi
دختری با دو روی متفاوت؛ آرامش در ظاهر، طوفان در گذشته..
۲۶ سالشه ، طراح داخلی ، عاشق موتورسواری..
«بعضی خاطرات، حتی وقتی فراموششان میکنی دست از تعقیبت برنمیدارند.»
جونگهه | Jong hae
نزدیک ترین دوست، حتی وقتی احساساتش رو پنهان میکند..
۲۸ ساله ، مهربان و صمیمی ، کسی که سویی میتونه روش حساب کنه..
«گاهی سختترین اعتراف گفتن چیزی است که مدتهاست در قلبت نگه داشتهای.»
مینجی | Minji
دختری گرم و صمیمی ، گاهی پر حرف و دردسر ساز..
۱۹ ساله ، دانشگاهی ، عاشقِ خوش گذرونی و رها بودنه
« منم یک آدمِ بالغم میتونم برای خودم تصمیم بگیرم.»
هیونجین | Hyun jin
استاد شوخیکردن.. نه لزوماً استاد اعتراف به احساساتش!
۳۰ ساله ، مربی باشگاه ، شوخطبع، وفادار و قابلاعتماد..
«قرار نبود جدیاش بگیرم؛ پس چرا دیگر نمیتونم مثلِ قبل باهاش شوخی کنم؟»
««««شاید گاهی داستانها هرگز به پایان نرسند؛ چون بعضی خاطرات، ناتمام میمانند...»»»»
سعی کردم خیلی جزئی و اسپویل کاملی از داستان نداشته باشه..
تا اینجا چطوره؟ شخصیت هارو میپسندید؟
- ۲.۶k
- ۲۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط