ناصر خسرو
ابومُعین ناصر بن خسرو قُبادیانی، متخلص به ناصرخسرو، زادهی قُبادیان از توابع بَلخ، جهانگرد و نویسندهی بزرگ ایرانی.
ناصرخسرو ابتدا در دربار غزنویان و سپس سلجوقیان کار میکرد؛ اما بعدها کار درباری را کنار گذاشت و به عرفان رو آورد.
از آثار مشهور او میتوان به سفرنامهی ناصرخسرو اشاره کرد که در این پست، به شرح آن نیز میپردازیم.
(جریان خارج شدن ناصرخسرو از دربار) =
ناصرخسرو، ابتدا در دربار کار میکرد، شبی که در قصر، خوابیدهبود، ناگهان درخواب دید که پیامبر(ص) به او اشاره کرد و گفت =( اشتباه میروی ) و سپس دید که پیامبر به سمت غرب اشاره کرد، ناصرخسرو درخواب، بهسمت غرب نگریست و متوجه شد که پیامبر(ص) ، مکه و کعبه را نشان میدهد.
بدین ترتیب، بامدادان که از خواب برخاست، بار و بونه بست و راهی سفر حج شد، و ویژگیهای مسیری که تا مکه میپیمود را در کتابش شرح، داد. و آن را بهعنوان سفرنامه ارائه داد.
او در این کتاب خود، ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و.... شهرها و روستاهایی که در طول سفرش به مکه بود را آورده و بهعنوان سفرنامهای غنی و نیرومند ارائه کرد.
البته باتوجه به نوشتههای کتاب، ناصرخسرو احیاناً درهنگام برگشتن، به شهرهای دیگری که در مسیرش نبودند نیز سفر کرده.
ناصرخسرو علاوهبر نویسنده و جهانگرد بودن، از مبلغان بزرگ و باسواد فرقهی اسماعیلیه (شیعیان ۷امامی)* نیز به شمار میرفت.
نوشتهای از سفرنامهی ناصرخسرو =
چهاردهم صَفَر را به شهر سراب رسیدم و شانزدهم صَفَر از شهر سراب برفتم.
بیستم صَفَر سَنهی* ۴۳۸ به تبریز رسیدم و آن پنجم شهریور قدیم بود؛ شهری آبادان مرا حکایت کردند که بدینشهر زلزله افتاد.
توضیح واژگانی که با علامت ( * ) نشانگذاری شدند =
سَنه = سال به زبان عربی
فرقهی شیعیان اسماعیلیه =
گروهی از شیعیان بودند که معتقد بودند امام بعد از امامجعفرصادق(ص) ، اسماعیل پسر اوست.
این فرقه بعدها خلافت فاطمی را در مراکش و تونس تشکیل دادند و قلمرو خود را تا شامات و حجاز گسترش دادند و پایتخت دولت آنها شهر قاهره(پایتخت کنونی مصر) بود.
همچنین، گروه حشاشین نیز از همین گروه بودند.
ناصرخسرو ابتدا در دربار غزنویان و سپس سلجوقیان کار میکرد؛ اما بعدها کار درباری را کنار گذاشت و به عرفان رو آورد.
از آثار مشهور او میتوان به سفرنامهی ناصرخسرو اشاره کرد که در این پست، به شرح آن نیز میپردازیم.
(جریان خارج شدن ناصرخسرو از دربار) =
ناصرخسرو، ابتدا در دربار کار میکرد، شبی که در قصر، خوابیدهبود، ناگهان درخواب دید که پیامبر(ص) به او اشاره کرد و گفت =( اشتباه میروی ) و سپس دید که پیامبر به سمت غرب اشاره کرد، ناصرخسرو درخواب، بهسمت غرب نگریست و متوجه شد که پیامبر(ص) ، مکه و کعبه را نشان میدهد.
بدین ترتیب، بامدادان که از خواب برخاست، بار و بونه بست و راهی سفر حج شد، و ویژگیهای مسیری که تا مکه میپیمود را در کتابش شرح، داد. و آن را بهعنوان سفرنامه ارائه داد.
او در این کتاب خود، ویژگیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و.... شهرها و روستاهایی که در طول سفرش به مکه بود را آورده و بهعنوان سفرنامهای غنی و نیرومند ارائه کرد.
البته باتوجه به نوشتههای کتاب، ناصرخسرو احیاناً درهنگام برگشتن، به شهرهای دیگری که در مسیرش نبودند نیز سفر کرده.
ناصرخسرو علاوهبر نویسنده و جهانگرد بودن، از مبلغان بزرگ و باسواد فرقهی اسماعیلیه (شیعیان ۷امامی)* نیز به شمار میرفت.
نوشتهای از سفرنامهی ناصرخسرو =
چهاردهم صَفَر را به شهر سراب رسیدم و شانزدهم صَفَر از شهر سراب برفتم.
بیستم صَفَر سَنهی* ۴۳۸ به تبریز رسیدم و آن پنجم شهریور قدیم بود؛ شهری آبادان مرا حکایت کردند که بدینشهر زلزله افتاد.
توضیح واژگانی که با علامت ( * ) نشانگذاری شدند =
سَنه = سال به زبان عربی
فرقهی شیعیان اسماعیلیه =
گروهی از شیعیان بودند که معتقد بودند امام بعد از امامجعفرصادق(ص) ، اسماعیل پسر اوست.
این فرقه بعدها خلافت فاطمی را در مراکش و تونس تشکیل دادند و قلمرو خود را تا شامات و حجاز گسترش دادند و پایتخت دولت آنها شهر قاهره(پایتخت کنونی مصر) بود.
همچنین، گروه حشاشین نیز از همین گروه بودند.
- ۲.۶k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط