حمایت مجدد علامه گیلانی از مبارزه زنان متحصن برای ابلاغ قانون حجاب
رهبران ما همین زنان هستند
باسمهتعالی
طبق اطلاع من، ناراحتی زنان متحصن از این نیست که ماموران امنیتی با آنها چه رفتاری کردند ، این زنان خود را برای شهادت آماده کردهاند. این رفتارها که آنها را سوار ون و در حاشیه شهر رها کنند ، آنها را نمیترساند. تجربه نشان داده که چنین رفتارهایی سبب گسترش هر چه بیشتر حرکت آنها میشود.
خبر بوقهای تبلیغاتی داخلی و خارجی کذب محض است که گفتند دیشب تحصن با بازداشت زنان پایان یافته ، بلکه بنا بر اطلاع رسیده بازداشتی در کار نبوده و این زنانی که من میدانم و میشناسم ، تا به خواستهشان که ابلاغ قانون حجاب است، نرسند از پا نمینشینند.این حرکت مردمی است. بخشنامهای و دستوری نیست که با این رفتارها پایان یابد بلکه با این نوع برخوردها این حرکت گستردهتر خواهد شد. البته نیروی انتظامی مال همین ملت است و سرنخ اتفاقات تلخ از فرقه اشرافیگری است.
بدانید جنس این زنان مانند آشوبگرانی نیست که در آشوب وحشیانه اشرافیگری سال ۱۴۰۱ پلیس را آتش زدند. این زنان همان محرومان و مستضعفان واقعی هستند که انقلاب مال آنهاست. یکی از زنانی که دیشب با وی آن برخورد ناراحت کننده شد ، کسی بود که شغلش بافت عروسک کاموایی است و از همین راه زندگی خود و فرزندانش را میگذراند و از همین پول هزینههای تحصن را تامین میکرد. سازمانها و نهادهای بروکراسی که در این جمهوری،بودجههای کلان میلیاردی و حقوقهای آنچنانی میگیرند ، خجالت بکشند که امثال این زن دستفروش ، جور کمکاریهای آنها را کشیدند و حدود یک ماه و نیم در سرمای استخوانسوز جلوی مجلس برای ابلاغ قانون حجاب تحصن کردند و از جیب خود خرج این تحصن را دادند اما به آنها تهمت زدند که برای این تحصن، پول میگیرند و دیشب نیز چنان رفتاری با آنها شد.
رهبران ما همین زنها هستند که جامعه ما را از سقوط کامل در دام اربابان دلارپرست نجات میدهند.
همین زنهای مبارز توحیدی هستند که اجازه نمیدهند فرقه اشرافیگری که عامل گرانیهاست، جامعه را با خیال راحت ببلعد. فرقه اشرافیگری که سرنخهای آن در اتاق بازرگانی فعلی دیده میشود.
اسلام از اولش مدیون همین زنهاست. مدیون خدیجه که ثروتش سرمایه شروع حرکت اسلام شد ، مدیون فاطمه که سپر بلای امیرالمومنین علی شد و او را از قتل حتمی توسط بدخواهان نجات داد و خودش فدا شد و مدیون زینب که اگر نبود ، ندای حسینی در همان کربلا خاموش میشد و انعکاسش به کوفه و شام و مدینه نمیرسید و امروز ما در جهان، چیزی به اسم عاشورا نداشتیم. حرکت این زنان متحصن برای ابلاغ قانون حجاب ، امتداد همان حرکت خدیجه و فاطمه و زینب است. خدیجهوار از دسترنج خود پول خرج کردند و یک ریال از هیچ سازمان و حزب و گروهی نگرفتند. فاطمهوار جان خود را سپر کردند و با تحصن ۲۴ساعته در یک ماه و نیم اخیر در سرمای سوزناک زمستان،سلامتشان به انواع عوارض و خطرها دچار شد ، زینبوار فریادشان کاخ اشرافیگری مسئولینی که منافع خود را بر اجرای قانون خدا ترجیح میدهند ، لرزاند.
در یک ماه و نیم اخیر، از حوزههای قم و خراسان و اصفهان و نجف و کربلا در اثر اخبار غلطی که به آنها رسیده بود، به من گفتند که چرا از متحصنین حمایت میکنم و شان خودم را زیر سوال میبرم؟
جوابم دادم: آخر این ریش و عمامه من دیگر به چه درد میخورد اگر اینجور جایی در حد حرف هم حمایت نکنم؟ آیا شان من با این زنان مبارز توحیدی فرقی دارد؟ اگر اینجا آبروی خود را خرج نکنیم پس دیگر کجا؟
از دیشب که خبر آن برخورد با زنان متحصن را شنیدهام قلبم ناآرام است و خواب نداشتم و در این شب رمضان المبارک از شرمندگی هزاربار آرزوی مرگ کردم که دست و بالم بسته است و جز حرف زدن، کاری از من بر نمیآید. خداست که قدرت میدهد و خداست که عزت میدهد. مسعود نوروزی راهی (گیلانی)
#ایران_توحیدی
#iran_tohid
باسمهتعالی
طبق اطلاع من، ناراحتی زنان متحصن از این نیست که ماموران امنیتی با آنها چه رفتاری کردند ، این زنان خود را برای شهادت آماده کردهاند. این رفتارها که آنها را سوار ون و در حاشیه شهر رها کنند ، آنها را نمیترساند. تجربه نشان داده که چنین رفتارهایی سبب گسترش هر چه بیشتر حرکت آنها میشود.
خبر بوقهای تبلیغاتی داخلی و خارجی کذب محض است که گفتند دیشب تحصن با بازداشت زنان پایان یافته ، بلکه بنا بر اطلاع رسیده بازداشتی در کار نبوده و این زنانی که من میدانم و میشناسم ، تا به خواستهشان که ابلاغ قانون حجاب است، نرسند از پا نمینشینند.این حرکت مردمی است. بخشنامهای و دستوری نیست که با این رفتارها پایان یابد بلکه با این نوع برخوردها این حرکت گستردهتر خواهد شد. البته نیروی انتظامی مال همین ملت است و سرنخ اتفاقات تلخ از فرقه اشرافیگری است.
بدانید جنس این زنان مانند آشوبگرانی نیست که در آشوب وحشیانه اشرافیگری سال ۱۴۰۱ پلیس را آتش زدند. این زنان همان محرومان و مستضعفان واقعی هستند که انقلاب مال آنهاست. یکی از زنانی که دیشب با وی آن برخورد ناراحت کننده شد ، کسی بود که شغلش بافت عروسک کاموایی است و از همین راه زندگی خود و فرزندانش را میگذراند و از همین پول هزینههای تحصن را تامین میکرد. سازمانها و نهادهای بروکراسی که در این جمهوری،بودجههای کلان میلیاردی و حقوقهای آنچنانی میگیرند ، خجالت بکشند که امثال این زن دستفروش ، جور کمکاریهای آنها را کشیدند و حدود یک ماه و نیم در سرمای استخوانسوز جلوی مجلس برای ابلاغ قانون حجاب تحصن کردند و از جیب خود خرج این تحصن را دادند اما به آنها تهمت زدند که برای این تحصن، پول میگیرند و دیشب نیز چنان رفتاری با آنها شد.
رهبران ما همین زنها هستند که جامعه ما را از سقوط کامل در دام اربابان دلارپرست نجات میدهند.
همین زنهای مبارز توحیدی هستند که اجازه نمیدهند فرقه اشرافیگری که عامل گرانیهاست، جامعه را با خیال راحت ببلعد. فرقه اشرافیگری که سرنخهای آن در اتاق بازرگانی فعلی دیده میشود.
اسلام از اولش مدیون همین زنهاست. مدیون خدیجه که ثروتش سرمایه شروع حرکت اسلام شد ، مدیون فاطمه که سپر بلای امیرالمومنین علی شد و او را از قتل حتمی توسط بدخواهان نجات داد و خودش فدا شد و مدیون زینب که اگر نبود ، ندای حسینی در همان کربلا خاموش میشد و انعکاسش به کوفه و شام و مدینه نمیرسید و امروز ما در جهان، چیزی به اسم عاشورا نداشتیم. حرکت این زنان متحصن برای ابلاغ قانون حجاب ، امتداد همان حرکت خدیجه و فاطمه و زینب است. خدیجهوار از دسترنج خود پول خرج کردند و یک ریال از هیچ سازمان و حزب و گروهی نگرفتند. فاطمهوار جان خود را سپر کردند و با تحصن ۲۴ساعته در یک ماه و نیم اخیر در سرمای سوزناک زمستان،سلامتشان به انواع عوارض و خطرها دچار شد ، زینبوار فریادشان کاخ اشرافیگری مسئولینی که منافع خود را بر اجرای قانون خدا ترجیح میدهند ، لرزاند.
در یک ماه و نیم اخیر، از حوزههای قم و خراسان و اصفهان و نجف و کربلا در اثر اخبار غلطی که به آنها رسیده بود، به من گفتند که چرا از متحصنین حمایت میکنم و شان خودم را زیر سوال میبرم؟
جوابم دادم: آخر این ریش و عمامه من دیگر به چه درد میخورد اگر اینجور جایی در حد حرف هم حمایت نکنم؟ آیا شان من با این زنان مبارز توحیدی فرقی دارد؟ اگر اینجا آبروی خود را خرج نکنیم پس دیگر کجا؟
از دیشب که خبر آن برخورد با زنان متحصن را شنیدهام قلبم ناآرام است و خواب نداشتم و در این شب رمضان المبارک از شرمندگی هزاربار آرزوی مرگ کردم که دست و بالم بسته است و جز حرف زدن، کاری از من بر نمیآید. خداست که قدرت میدهد و خداست که عزت میدهد. مسعود نوروزی راهی (گیلانی)
#ایران_توحیدی
#iran_tohid
- ۱.۲k
- ۰۷ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط