نیمی خواب نیمی بیدار نیمی انسان نیمی فرشته ام همواره از ت
نیمی خواب نیمی بیدار نیمی انسان نیمی فرشته ام همواره از تو نوشته ام گریه ها و خنده ها بالهای پرنده ها هرچی بود و هر چه هست لحظه های بی شکست قصه های واپسین عشقهای آتشین آفتاب.و آسمان و قلبهای مهربان جلوه از حضور توست نیمی آواز نیمی سکوت نیمی نور و نیمی سوت و کورم همواره از تو دورم به رنگین کمان که می نگرم به عطرهای بیکران که دست میزنم از تو دورتر میشوم این همه فاصله را چگونه تاب بیاورم کاش میتوانستم برای شبهای وحشی ام کمی مهتاب بیاورم کدام کتاب را بخوانم کنار کدام خوشه انگور بمانم به سوی کدام اقیانوس پارو بزنم چه کنم با مظلومیت پیراهنم کدام سیب بوی دهان تورا دارد بوی عشق و مهربانی را درچشم چه کسی تصویر تو شفاف تر می نشیند ؟چه کسی روز و شب تورا از هر پنجره ای که دلش بخواهد میبیند وقتی باتوام چراغ اتاقم خاموش نمیشود و هیچ خاطره ای فراموش نمیشود وقتی با توام ملکوت در دستهای روشن من است و میتوانم به همه فرشتگان فخر بفروشم نیمی سلام و نیمی بدرودم نیمی کویر و نیمی رودم
- ۱.۵k
- ۱۰ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط