نگاهی به تاریخچه اورامان......بخش بیست ودوم
نگاهی به تاریخچه اورامان......بخش بیست ودوم
بهرام میرزا بیگ 848 – 995 ق
بهرام میرزا مقارن حکومت شاه طهماسب صفوی ( 930 – 948 ق ) به حکمرانی اورامان منصوب گردید . تا زمان بهرام میرزا بیگ نصب مقام حکومتی اورامان به شورای قبیله و رأی معتمدان و ریش سفیدان و اهالی صورت می گرفت . اما در این دوره کیفیت انتخاب حکمران دگرگون شده و جنبه دولتی و دیوانی یافت ، صفت امیر که بر شاهان صفویه گران می آمد چون سران قزلباش به بیگ تغییر و تقلیل یافته و با صدور فرمانی از سوی پادشاهان صفویه همراه با دریافت خلعت لازم منصوب می گردیدند . ( که بعدا عنوان آنها به سلطان تغییر یافت که به علت آن اشاره خواهد شد ) بهرام میرزا بیگ مدت مدیدی به حکمرانی و عدالت گستری مشغول و سعی بلیغ در رعیت پروری و بنده نوازی می کرد. تا اینکه شاه طهماسب صفوی وی را شناخته و نواخته است .
او دختر الله وردی خان خواهر شاه وردی خان لر را خواستگاری و به حباله نکاح خویش درآورده از آن همسر سه پسر به دنیا آمدند : سلیمان بیگ ، حسینقلی بیگ ، و عباسقلی بیگ
بهرام میرزا بیگ بدین منوال به حکومت خویش ادامه داد . تا اینکه خان احمد خان والی اردلان از پادشاه صفوی یاغی گردید ، چون با شاه ویردی خان لر عداوت کل داشت ، بهرام میرزا بیگ را نیز مبغوض نموده و با وی از در عداوت درآمد و برای فتح اورامان لشکر فرستاد . محاصره اورامان به روایتی سه سال و به روایتی ده سال به طول انجامید . بهرام میرزابیگ مصلحت چنان دید که خود را با جمعی به پایتخت ایران برساند و به همراه الله ویردی خان با لشکری بر سر خان احمد خان بیایند و قرار بر آن می گذارند که خود را به خاک زهاب برسانند .
زهاب در قلمرو خان احمدخان نبوده و انجام این امر در اواخر پاییز بود که محاصره سست گشته ، بعد از نماز ظهر از قلعه خارج و با همراهان از راه کماجر به قریه سرگت و از آنجا به سوی شهرزور روانه ، صبح به قریه ""هرشل "" از محال زهاب رسیده ، آسوده و فارغ بال خود را بی خطر دانسته و استراحت می نمایند . غافل از اینکه شخصی از نزدیکان بهرام میرزابیگ شب هنگام از بالای قریه سرگت کنار گرفته خود را به قلعه زلم رسانیده ، وقت صبح مطلب را به اطلاع خان احمد خان می رساند ، و او را از نیت بهرام میرزابیگ مطلع می سازد و کفشهای بهرام میرزابیگ را که همراه او بود برای صدق گفتار می نمایاند .
خان اردلان ، علی بیگ ظلمی با سیصد سوار مجهز به تعقیب آنان فرستاد تا در قریه هرشل بر سرآنها ریخته آنها نیز به مقابله برخاستند و کاری از پیش نمی بردند . بهرام میرزابیگ را به قتل رسانیده و اطرافیانش متواری می شوند . فرزندانش حسینقلی بیگ و عباسقلی بیگ قراول پدر بودند و با چند نفر خود را به لرستان رسانیده بودند ؛ خبر قتل پدر را که از متواریان بقیه لشکر شنیده و بالاجبار نزد دایی خویش شاه ویردی خان سکونت گزیدند .
#کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ
بهرام میرزا بیگ 848 – 995 ق
بهرام میرزا مقارن حکومت شاه طهماسب صفوی ( 930 – 948 ق ) به حکمرانی اورامان منصوب گردید . تا زمان بهرام میرزا بیگ نصب مقام حکومتی اورامان به شورای قبیله و رأی معتمدان و ریش سفیدان و اهالی صورت می گرفت . اما در این دوره کیفیت انتخاب حکمران دگرگون شده و جنبه دولتی و دیوانی یافت ، صفت امیر که بر شاهان صفویه گران می آمد چون سران قزلباش به بیگ تغییر و تقلیل یافته و با صدور فرمانی از سوی پادشاهان صفویه همراه با دریافت خلعت لازم منصوب می گردیدند . ( که بعدا عنوان آنها به سلطان تغییر یافت که به علت آن اشاره خواهد شد ) بهرام میرزا بیگ مدت مدیدی به حکمرانی و عدالت گستری مشغول و سعی بلیغ در رعیت پروری و بنده نوازی می کرد. تا اینکه شاه طهماسب صفوی وی را شناخته و نواخته است .
او دختر الله وردی خان خواهر شاه وردی خان لر را خواستگاری و به حباله نکاح خویش درآورده از آن همسر سه پسر به دنیا آمدند : سلیمان بیگ ، حسینقلی بیگ ، و عباسقلی بیگ
بهرام میرزا بیگ بدین منوال به حکومت خویش ادامه داد . تا اینکه خان احمد خان والی اردلان از پادشاه صفوی یاغی گردید ، چون با شاه ویردی خان لر عداوت کل داشت ، بهرام میرزا بیگ را نیز مبغوض نموده و با وی از در عداوت درآمد و برای فتح اورامان لشکر فرستاد . محاصره اورامان به روایتی سه سال و به روایتی ده سال به طول انجامید . بهرام میرزابیگ مصلحت چنان دید که خود را با جمعی به پایتخت ایران برساند و به همراه الله ویردی خان با لشکری بر سر خان احمد خان بیایند و قرار بر آن می گذارند که خود را به خاک زهاب برسانند .
زهاب در قلمرو خان احمدخان نبوده و انجام این امر در اواخر پاییز بود که محاصره سست گشته ، بعد از نماز ظهر از قلعه خارج و با همراهان از راه کماجر به قریه سرگت و از آنجا به سوی شهرزور روانه ، صبح به قریه ""هرشل "" از محال زهاب رسیده ، آسوده و فارغ بال خود را بی خطر دانسته و استراحت می نمایند . غافل از اینکه شخصی از نزدیکان بهرام میرزابیگ شب هنگام از بالای قریه سرگت کنار گرفته خود را به قلعه زلم رسانیده ، وقت صبح مطلب را به اطلاع خان احمد خان می رساند ، و او را از نیت بهرام میرزابیگ مطلع می سازد و کفشهای بهرام میرزابیگ را که همراه او بود برای صدق گفتار می نمایاند .
خان اردلان ، علی بیگ ظلمی با سیصد سوار مجهز به تعقیب آنان فرستاد تا در قریه هرشل بر سرآنها ریخته آنها نیز به مقابله برخاستند و کاری از پیش نمی بردند . بهرام میرزابیگ را به قتل رسانیده و اطرافیانش متواری می شوند . فرزندانش حسینقلی بیگ و عباسقلی بیگ قراول پدر بودند و با چند نفر خود را به لرستان رسانیده بودند ؛ خبر قتل پدر را که از متواریان بقیه لشکر شنیده و بالاجبار نزد دایی خویش شاه ویردی خان سکونت گزیدند .
#کورد
#کوردستان
#تمدن
#اصالت
#فرهنگ
- ۴.۴k
- ۲۲ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط