{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی بر دوش ما بار گرانی بیش نیست

زندگی بر دوش ما بار گرانی بیش نیست
عمر جاویدان عذاب جاودانی بیش نیست
لاله بزم آرای گلچین گشت و گل دمساز خار
زین گلستان بهره بلبل فغانی بیش نیست
می کند هر قطره اشکی ز داغی داستان
گر چه شمعم شکوه دل را زبانی بیش نیست
آنچنان دور از لبش بگداختم کز تاب درد
چون نی اندام نحیفم استخوانی بیش نیست
من اسیرم در کف مهر و وفای خویشتن
ورنه او سنگین دل نامهربانی بیش نیست
تکیه بر تاب و توان کم کن در این میدان عشق
آن ز پا افتاده ای وین ناتوانی بیش نیست
قوت بازو سلاح مرد باشد کآسمان
آفت خلق است و در دستش کمانی بیش نیست
هر خس و خاری درین صحرا بهاری داشت لیک
سر به سر دوران عمر ما خزانی بیش نیست
ای گل از خون رهی پروا چه داری؟ کان ضعیف
پر شکسته طایر بی آشیانی بیش نیست
دیدگاه ها (۱۹)

هر خس و خاری درین صحرا بهاری داشت لیک / سربه سر دوران عمر ما...

نهال تازه رسی گفت با درختی خشککه از چه روی، ترا هیچ برگ و با...

سید کریم امیری

زندگیچه فکر میکنی؟که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ایست زندگ...

ای مرغ روح بر پر ازین دام پر بلاپرواز کن به ذروهٔ ایوان کبری...

عبدالله الفت

#گلچین_اشعار_هوشنگ_ابتهاج (سایه) درین سرای بی کسی کسی به در...

♨️فعال شدن خط تخریب حمید رسایی انقلابی ترین نماینده مجلس توس...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط