۩مختصرے پیرامون زرتشت
۩مختصرے پیرامون زرتشت
بخش چهارم
⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩
۞ غربی سازی دین زرتشت
ادامه......
✏✏غربی ها با کمک گرفتن از دو عامل توانستند به هدف خود ( غربی کردن پارسیان )نائل آیند:
1) پارسیان ثروتمندی که حیات خویش را در زندگی متجدد غربی یافته بودندو به توسط ایشان (غربی ها) آموزش داده شده بودند و این پارسیان فریب خورده اگر چه عالمان دین زرتشتی نبودند ولی با خدمات به ظاهر خیر خواهانه خود برای پارسیان فقیر ، توجه آنان را به خود جلب کردندو ایشان را به سمت غربی سازی دین خود سوق دادند.
2)پارسیانی که توان مالی خوبی نداشتند و فرزندان خویش را به امید اینکه به علم روز دست یابند و صاحب ثروت و قدرتی شوند به مدارس غربی از جمله اِلفینستن می فرستادند.
✏✏مری بویس می نویسد: « این در حالی بود که دانش غربی با بسیاری از عقاید سنتی هندی و زرتشتی تباین و بلکه تضاد داشت. و شاید پسران پارسی در بدو امر از این ضربه استعماری نا آگاه بودند.✎✎
✺آری ! شاگردان انگلیس در اولین قدم انجمن اصلاح طلبان زرتشتی (راهنمای مزدیسنان سبا) را بنیاد نهادند چرا که اینان یافته بودند بسیاری از عقاید زرتشتی پوسیده اند و قابل ارائه به جامعه وقت نیستند.✺
★★اکنون نوبت به یکی دیگر از مهره های غرب (محققین) رسید.....
این بار باید "مارتین هاگ " آلمانی صحنه گردان این گود باشد
✛او به پارسیان آموخت که تنها باید قسمت کوچکی از اوستا (گاتها) را به زرتشت نسبت دهند و مابقی را به هر طریق شده کنار بنهند✛
↻او به پارسیان آموخت که ثنویت عقیده ای نیست که در جامعه امروز قابل ارائه باشد وبه ایشان القاءکرد که باید زرتشت را یکتا پرست مطلق بدانند و زرتشتیان باید یکتا پرستی را برگزینند تا بتوانند به حیات دین خود امیدوار شوند↻
♗اصلاح طلبان با شور و هیجان به دنبال مارتین هاگ به راه افتادند،چه اینکه تمام آرزوهای خویش را در گفته های او یافتند. ♗
✍✍پیرو کشفیات علمیِ (!) مارتین هاگ اصلاح طلبان زرتشتی هر چه غیر گاهان بود از متون موبدان و حکیمان وبزرگان و حتی اوستا را کنار گذاردند و عملاً دین جدید و سکولار ، عاری از احکام و الگو گرفته از مسیحیت را ارائه کردند.✍✍
۩ ولی هنوز کار تمام نشده بود ......
❀چه اینکه بسیاری از زرتشتیان حاضر به رها کردن عقاید پوسیده خویش نبودند و دین جدید را مخالف مبانی زرتشتی یافته بودند❀
▦ پس باید برای آن عده هم برنامه ای طراحی کرد⇦تا آنها نیز در زیر چتر غرب به حیات دینی خویش ادامه دهند و در عین حال از مخالفت با اصلاح طلبان
کوتاه نیایند▦
★★در این مرحله شخص غربی دیگری به نام "هنری .س.اُلکُت " را وارد معرکه کردند و او با این سخنان که
✓دیانت سنتی زرتشتی از والاترین عقاید موجود جهان است
✓اینکه ثنویت زرتشتی تفکری ناب است
✓ اینکه که دینشان بر " صخرۀ پایدار دانش رمزی " تکیه دارد ،
《زیرا پیامبرشان با خط سیر مشخصی از دانش عرفانی ، به درون همه رازهای طبیعت انسان و دنیای پیرامونش نفوذ کرده بود. پیامبر و پیروانش ، یعنی مغان روزگار دیرین ، این رازها را در لفافۀ امن یک آیین ظاهری انتقال داده بودند 》
♢دل زرتشتیان سنتی را به دست آورد و بدین سان رهبری زرتشتیان سنتی را به دست گرفت تا این که آنان را مسلّح به عقیده ای کند که امروز قابل تمسک و ارائه باشد .♢
█آری! زحمات غربی ها به ثمر نشست چرا که دین زرتشتی به کلی استحاله شد ؛ و جمعیت پراکنده زرتشتی که عقیده پوسیده خود را با لایه ای غربی رنگ و لعاب دادند و به مدد غربی ها و همان انیرانی ها سازماندهی شدند تا حیاتی نو را تجربه کنند .█
✍✍منتظر بخش های بعدے باشید
بخش چهارم
⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩⇩
۞ غربی سازی دین زرتشت
ادامه......
✏✏غربی ها با کمک گرفتن از دو عامل توانستند به هدف خود ( غربی کردن پارسیان )نائل آیند:
1) پارسیان ثروتمندی که حیات خویش را در زندگی متجدد غربی یافته بودندو به توسط ایشان (غربی ها) آموزش داده شده بودند و این پارسیان فریب خورده اگر چه عالمان دین زرتشتی نبودند ولی با خدمات به ظاهر خیر خواهانه خود برای پارسیان فقیر ، توجه آنان را به خود جلب کردندو ایشان را به سمت غربی سازی دین خود سوق دادند.
2)پارسیانی که توان مالی خوبی نداشتند و فرزندان خویش را به امید اینکه به علم روز دست یابند و صاحب ثروت و قدرتی شوند به مدارس غربی از جمله اِلفینستن می فرستادند.
✏✏مری بویس می نویسد: « این در حالی بود که دانش غربی با بسیاری از عقاید سنتی هندی و زرتشتی تباین و بلکه تضاد داشت. و شاید پسران پارسی در بدو امر از این ضربه استعماری نا آگاه بودند.✎✎
✺آری ! شاگردان انگلیس در اولین قدم انجمن اصلاح طلبان زرتشتی (راهنمای مزدیسنان سبا) را بنیاد نهادند چرا که اینان یافته بودند بسیاری از عقاید زرتشتی پوسیده اند و قابل ارائه به جامعه وقت نیستند.✺
★★اکنون نوبت به یکی دیگر از مهره های غرب (محققین) رسید.....
این بار باید "مارتین هاگ " آلمانی صحنه گردان این گود باشد
✛او به پارسیان آموخت که تنها باید قسمت کوچکی از اوستا (گاتها) را به زرتشت نسبت دهند و مابقی را به هر طریق شده کنار بنهند✛
↻او به پارسیان آموخت که ثنویت عقیده ای نیست که در جامعه امروز قابل ارائه باشد وبه ایشان القاءکرد که باید زرتشت را یکتا پرست مطلق بدانند و زرتشتیان باید یکتا پرستی را برگزینند تا بتوانند به حیات دین خود امیدوار شوند↻
♗اصلاح طلبان با شور و هیجان به دنبال مارتین هاگ به راه افتادند،چه اینکه تمام آرزوهای خویش را در گفته های او یافتند. ♗
✍✍پیرو کشفیات علمیِ (!) مارتین هاگ اصلاح طلبان زرتشتی هر چه غیر گاهان بود از متون موبدان و حکیمان وبزرگان و حتی اوستا را کنار گذاردند و عملاً دین جدید و سکولار ، عاری از احکام و الگو گرفته از مسیحیت را ارائه کردند.✍✍
۩ ولی هنوز کار تمام نشده بود ......
❀چه اینکه بسیاری از زرتشتیان حاضر به رها کردن عقاید پوسیده خویش نبودند و دین جدید را مخالف مبانی زرتشتی یافته بودند❀
▦ پس باید برای آن عده هم برنامه ای طراحی کرد⇦تا آنها نیز در زیر چتر غرب به حیات دینی خویش ادامه دهند و در عین حال از مخالفت با اصلاح طلبان
کوتاه نیایند▦
★★در این مرحله شخص غربی دیگری به نام "هنری .س.اُلکُت " را وارد معرکه کردند و او با این سخنان که
✓دیانت سنتی زرتشتی از والاترین عقاید موجود جهان است
✓اینکه ثنویت زرتشتی تفکری ناب است
✓ اینکه که دینشان بر " صخرۀ پایدار دانش رمزی " تکیه دارد ،
《زیرا پیامبرشان با خط سیر مشخصی از دانش عرفانی ، به درون همه رازهای طبیعت انسان و دنیای پیرامونش نفوذ کرده بود. پیامبر و پیروانش ، یعنی مغان روزگار دیرین ، این رازها را در لفافۀ امن یک آیین ظاهری انتقال داده بودند 》
♢دل زرتشتیان سنتی را به دست آورد و بدین سان رهبری زرتشتیان سنتی را به دست گرفت تا این که آنان را مسلّح به عقیده ای کند که امروز قابل تمسک و ارائه باشد .♢
█آری! زحمات غربی ها به ثمر نشست چرا که دین زرتشتی به کلی استحاله شد ؛ و جمعیت پراکنده زرتشتی که عقیده پوسیده خود را با لایه ای غربی رنگ و لعاب دادند و به مدد غربی ها و همان انیرانی ها سازماندهی شدند تا حیاتی نو را تجربه کنند .█
✍✍منتظر بخش های بعدے باشید
- ۳.۶k
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط