مراقب باشیم چطور از کنار هم رد میشیم...
دو روز گم اش كرده بودم ، دلم انگار آتيش گرفته باشه همش ناراحت بودم جاى خاليش بد جورى اذيت ام ميكرد ، آدما به يه چيزى عادت كنن و بعدش ازشون بگيرنش خيلى اذيت ميشن ، حالا اين كه يه تيكه فلز بى روحِ و يه تيكه سنگ ، آدما با دل همديگه چيكار ميكنن خدا ميدونه ، آدميزاد خيلى ضعيفه خيلى ، آدما با يه حرف با يه نگاه ميشكنن ، مراقب باشيم چطور از كنار هم رد ميشيم ...
۹.۱k
۱۴ دی ۱۴۰۰