مرا از جمعه ها آغاز کن، از شنبه بیزارم
مرا از جمعه ها آغاز کن، از شنبه بیزارم
که از حس غریب و مبهم آدینه سرشارم
من از تعطیل چشمان شما- نه- بر نمیگردم
خدا هم خواسته ، پس من کیم تا دست بر دارم
و اعجاز شما در جمکران ، معراج شعری شد
که بُعد قله اش هرگز نخواهد شد پدیدارم
غروب و انتظار و پنجره شد مال من آقا
کمی تعجیل کن ، آشفته در این جمعه بازارم
به شوقت چشمهای خسته را تا عشق می آرم
از اینجا میرسی؟ باشد.......بگو تا چند بشمارم؟
گلاب و عطر خاک و ضجه ضجه آیه قرآن
و نرگس در مسیر خالی پروانه می کارم
برایم هفته از دیدار تو آغاز می گردد
مرا از جمعه ها آغاز کن ، از شنبه بیزارم
که از حس غریب و مبهم آدینه سرشارم
من از تعطیل چشمان شما- نه- بر نمیگردم
خدا هم خواسته ، پس من کیم تا دست بر دارم
و اعجاز شما در جمکران ، معراج شعری شد
که بُعد قله اش هرگز نخواهد شد پدیدارم
غروب و انتظار و پنجره شد مال من آقا
کمی تعجیل کن ، آشفته در این جمعه بازارم
به شوقت چشمهای خسته را تا عشق می آرم
از اینجا میرسی؟ باشد.......بگو تا چند بشمارم؟
گلاب و عطر خاک و ضجه ضجه آیه قرآن
و نرگس در مسیر خالی پروانه می کارم
برایم هفته از دیدار تو آغاز می گردد
مرا از جمعه ها آغاز کن ، از شنبه بیزارم
- ۲۷۰
- ۱۳ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط