در قدرت بودن بدون پاسخگویی شاخصه اصلاحطلبی !
روزنامه کيهان1400/03/24
اصلاحطلبان نامزددارند ولی روی دفاع از آنها را ندارند! _ ادامه
درقدرت بودن بدون پاسخگویی شاخصه اصلاحطلبی!
چنین رفتاری البته از سوی این طیف مسبوغ به سابقه است چرا که جبهه اصلاحات و راسا پدرخواندههای آنها بعد از دوم خرداد به این نتیجه رسیدند که اگر خودشان مستقیما قدرت را به نام اصلاحات به دست بگیرند باید پاسخگوی مطالبات مردم در حوزه معیشت باشند. این همان رفتاری بود که در ادبیات اصلاحات بهعنوان قابلمه به دستها به کار میرفت. یعنی به جای اینکه بهدنبال اجرای برنامههای فرهنگی و اجتماعی باشند باید بهدنبال رفع مشکلات مردم باشند.
اصلاحطلبان به این نتیجه رسیدند که اگر بتوانند قدرت پنهان را به دست بگیرند یعنی قدرت بدون مسئولیت، هم پاسخگوی مشکلات اقتصادی مردم نخواهند بود و هم برنامههای فرهنگی سیاسی خود را میتوانند بدون مشکل پیش ببرند.
مدعیان اصلاحات این طرح را در دولت روحانی یعنی فردی که اصلاحطلب نبود، اما افکارش نزدیک به اصلاحطلبان بود استفاده کردند. در دولت روحانی دو لایه وجود داشت، یک لایه روحانی و حامیانش بودند که مجبور به پاسخگویی به مشکلات اقتصادی مردم بودند و مردم آنها را مسبب مشکلات میدانستند و میدانند و لایه دیگر پدرخواندههای اصلاحات بودند که بدون نام و نشان نیروهای خودشان را در عرصههای فرهنگی، مثل وزارت ارشاد، وزارت آموزش و پرورش و آموزش عالی گذاشته بودند و برنامههای مدنظر خودشان را در عرصه سیاست و فرهنگ پیش میبردند. اما اصلاحطلبان پاسخگو نبودند و پاسخگویی برعهده ویترین انتخابات بود.
در دوره قبل ریاست جمهوری جهانگیری ضامن حضور اصلاحطلبان در قدرت بود، در صورتی که ادعا میکرد قدرتی ندارد و نمیتواند مسئول دفترش را هم عوض کند. اما حضور جهانگیری در دولت روحانی تضمینی بود که اصلاحطلبان بتوانند به اهداف خود برسند و این اتفاق هم افتاد.
ادامه مطلب در پست بعدی .....
اصلاحطلبان نامزددارند ولی روی دفاع از آنها را ندارند! _ ادامه
درقدرت بودن بدون پاسخگویی شاخصه اصلاحطلبی!
چنین رفتاری البته از سوی این طیف مسبوغ به سابقه است چرا که جبهه اصلاحات و راسا پدرخواندههای آنها بعد از دوم خرداد به این نتیجه رسیدند که اگر خودشان مستقیما قدرت را به نام اصلاحات به دست بگیرند باید پاسخگوی مطالبات مردم در حوزه معیشت باشند. این همان رفتاری بود که در ادبیات اصلاحات بهعنوان قابلمه به دستها به کار میرفت. یعنی به جای اینکه بهدنبال اجرای برنامههای فرهنگی و اجتماعی باشند باید بهدنبال رفع مشکلات مردم باشند.
اصلاحطلبان به این نتیجه رسیدند که اگر بتوانند قدرت پنهان را به دست بگیرند یعنی قدرت بدون مسئولیت، هم پاسخگوی مشکلات اقتصادی مردم نخواهند بود و هم برنامههای فرهنگی سیاسی خود را میتوانند بدون مشکل پیش ببرند.
مدعیان اصلاحات این طرح را در دولت روحانی یعنی فردی که اصلاحطلب نبود، اما افکارش نزدیک به اصلاحطلبان بود استفاده کردند. در دولت روحانی دو لایه وجود داشت، یک لایه روحانی و حامیانش بودند که مجبور به پاسخگویی به مشکلات اقتصادی مردم بودند و مردم آنها را مسبب مشکلات میدانستند و میدانند و لایه دیگر پدرخواندههای اصلاحات بودند که بدون نام و نشان نیروهای خودشان را در عرصههای فرهنگی، مثل وزارت ارشاد، وزارت آموزش و پرورش و آموزش عالی گذاشته بودند و برنامههای مدنظر خودشان را در عرصه سیاست و فرهنگ پیش میبردند. اما اصلاحطلبان پاسخگو نبودند و پاسخگویی برعهده ویترین انتخابات بود.
در دوره قبل ریاست جمهوری جهانگیری ضامن حضور اصلاحطلبان در قدرت بود، در صورتی که ادعا میکرد قدرتی ندارد و نمیتواند مسئول دفترش را هم عوض کند. اما حضور جهانگیری در دولت روحانی تضمینی بود که اصلاحطلبان بتوانند به اهداف خود برسند و این اتفاق هم افتاد.
ادامه مطلب در پست بعدی .....
- ۱.۰k
- ۲۴ خرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط