{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان سوم

رمان سوم
پارت نوزدهم
࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚
@ویو دازای
تاچیهارا : باشه
* یوسانو اومد داخ اتاق
دازای : یوسانو دستم به دامنت چویا حاماس استرس براش خوب نیست
یوسانو : نگران نباش ، میخوای بهش قرص خواب بدیم ؟ تا بخوابخ
دازای : اره خیلی خوب میشه
بوسانو : ولی تاچیهارا
دازای : با دادن اطلاعات فیک درست میشه
یوسانو : برو دیگه
رفتم با تاچیهارا صحبت کردم و راضی شد .
>> دو هفته گذشته
این دو هفته چویای عزیزم فقط خوابیده و برای غذا و اب بیدارش میکنم .
امروز باز تاچیهارا تهدیدم کرد
تاچیهارا : بهتره جای ذخایر طلا رو بگی
دازای : تو خواب ببین
تاچیهارا : پرتش کنید
࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱۶ (۲)

با من بمان دازای *با سردرد از خواب بیدار شدم برای من عادی بو...

part:۲

"فیک سوکوکو" پارت۸ویو نویسنده: خب دازای و چویا باهم رفتن به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط