سخته بستر یکی بشه و دل....
سخته بستر یکی بشه و دل....
ما را به خاطر این چند خط عربی دست به دست ندهید باطل است چون دستان دلم اینجا نیست...
گرد و خاک بهانه است میخواهم قبل از اینکه لمسم کنی حرارت تن او از دستانت شسته شود...
دهانت قرص است می دانم چون تنها وقتی مست مستت میکنم نامش را زمزمه میکنی...
نامت امنیت می آورد زمانی ! وقتی نیستی بسترم امن ترین نقطه دنیاست...
مطمئنی عشقبازی همین است ؟ بدن کبود ، گیسوی پریشان ، تن خراشیده ...
آنوقتها عطر میزدی و صورت صاف میکردی ذوق میکردم ولی حالا دق میکنم...
وقتی با منی چشمانت را نبند فکر میکنم با او میخندی و اسیر منی...
ما را به خاطر این چند خط عربی دست به دست ندهید باطل است چون دستان دلم اینجا نیست...
گرد و خاک بهانه است میخواهم قبل از اینکه لمسم کنی حرارت تن او از دستانت شسته شود...
دهانت قرص است می دانم چون تنها وقتی مست مستت میکنم نامش را زمزمه میکنی...
نامت امنیت می آورد زمانی ! وقتی نیستی بسترم امن ترین نقطه دنیاست...
مطمئنی عشقبازی همین است ؟ بدن کبود ، گیسوی پریشان ، تن خراشیده ...
آنوقتها عطر میزدی و صورت صاف میکردی ذوق میکردم ولی حالا دق میکنم...
وقتی با منی چشمانت را نبند فکر میکنم با او میخندی و اسیر منی...
- ۴۶۰
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط