مَــن
مَــن
هرچه مینویسم
یک واژه اش کم است
بـاران که ببارد
اقاقی ها کـه گــل بدهند ،
زیر درخـت های انـار
دور از چشم خرمالـوها و نارنگی هـا
پـاورچیـن
یـــواشڪی ،
عشـــــق را مـی دزدم ،بـه صلیـبش میکـشم
و شـادمـانه مـی رقصـم ،
. . . فتـح بزرگیسـت
. . . شیریـن و جـــــاودان .
هرچه مینویسم
یک واژه اش کم است
بـاران که ببارد
اقاقی ها کـه گــل بدهند ،
زیر درخـت های انـار
دور از چشم خرمالـوها و نارنگی هـا
پـاورچیـن
یـــواشڪی ،
عشـــــق را مـی دزدم ،بـه صلیـبش میکـشم
و شـادمـانه مـی رقصـم ،
. . . فتـح بزرگیسـت
. . . شیریـن و جـــــاودان .
- ۶۹۴
- ۰۸ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط