{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عوض کردم به جایت آب تنگ و خاک گلدان را

عوض کردم به جایت آب تنگ و خاک گلدان را
و جارو می کشم این کوچه ی رو به خیابان را
شبیه پنجره هر صبح روی من به تو باز است
نوازش می کنم با بوسه ام گل های ایوان را
هوای خانه ام را مه گرفته، قطره های اشک
شبیه آب دریا شور کرده چای فنجان را

کجایی تا ببینی پا به پای ام ابر می گرید
به روی سقف خانه می نوازد "باز باران" را
نمی دانی چه رنجی می کشم در کنج تنهایی
مگر روزی بخوانی خط به خط دیوار زندان را
لبم خشکید از بی مهری و قلبم ترک برداشت
نمی پرسد کسی این روزها حال بیابان را
دیدگاه ها (۱)

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...از بس دویدم و نرسیدم دلم گرف...

خیمه بزن بر قلب من , صاحب این خانه توییمستم کن از جام لبت , ...

میدانم ........نیامده بودی که بمانی !!!!!چند روزی گذر...

بغلم کردی و گفتی که دلم غم دارد باورت هست که این عشق تو را ک...

تکاپو پارت 78:عکس هایمان...«اسلاید دوم» 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دامیان کفش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط