{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عوض کردم به جایت آب تنگ و خاک گلدان را

عوض کردم به جایت آب تنگ و خاک گلدان را
و جارو می کشم این کوچه ی رو به خیابان را
شبیه پنجره هر صبح روی من به تو باز است
نوازش می کنم با بوسه ام گل های ایوان را
هوای خانه ام را مه گرفته، قطره های اشک
شبیه آب دریا شور کرده چای فنجان را

کجایی تا ببینی پا به پای ام ابر می گرید
به روی سقف خانه می نوازد "باز باران" را
نمی دانی چه رنجی می کشم در کنج تنهایی
مگر روزی بخوانی خط به خط دیوار زندان را
لبم خشکید از بی مهری و قلبم ترک برداشت
نمی پرسد کسی این روزها حال بیابان را
دیدگاه ها (۱)

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

چند پارتی جونگ کوک

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش دوم_متاسفانه شمشیرباز خوبی...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ باران از غروب...

خیره شده بود به تقویم دیواری اتاق، به همان خط‌خوانی‌های آبی ...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط