کوبانی تولدت مبارک....
کوبانی تولدت مبارک....
نه ، مپرسيد چگونه !؟
اگر اندوه تندر نشود؛
وعشق بنفش گون چشمان شما ، راه و كور سويي ؛
شكوفه ي زخم هاي شعرم ،
در اين زمهرير سينه چگونه مي شكفد ؟
صدا چگونه طوفان مي شود ؟
موج در جانم چگونه قرار مي گيرد ؟
نه ، مپرسيد چگونه !؟
زين پس ، تا ابد ، عشق من ، قمري رزمندگانيست ،
كز ميان چشمان « گويژه » و گردنه هاي « پيره مگرون» مي آيد و
نامه ي آخرين شهيد را به همراه دارد ؛ بال مي زند ؛ مي گذرد ؛
و عشق کوبانی، ماه سرخيست كه هر شب ،
از درون برف شعرهايم آرام آرام بر مي آيد .
نه مپرسيد چگونه ،
شاعر چنان چون چلچله اي كوچنده است .
سال از پي سال تنها به فصلي ،
اندوه هايش را باز مي سرايد ؛
اما اينك او نيز آوازيست و
چشمان مه آلودش را فرو بسته است .
مپرسيد چرا چنين عاشقانه از همرزمانش مي سرايد !؟
نه ، مپرسيد چگونه !؟
اگر اندوه تندر نشود؛
وعشق بنفش گون چشمان شما ، راه و كور سويي ؛
شكوفه ي زخم هاي شعرم ،
در اين زمهرير سينه چگونه مي شكفد ؟
صدا چگونه طوفان مي شود ؟
موج در جانم چگونه قرار مي گيرد ؟
نه ، مپرسيد چگونه !؟
زين پس ، تا ابد ، عشق من ، قمري رزمندگانيست ،
كز ميان چشمان « گويژه » و گردنه هاي « پيره مگرون» مي آيد و
نامه ي آخرين شهيد را به همراه دارد ؛ بال مي زند ؛ مي گذرد ؛
و عشق کوبانی، ماه سرخيست كه هر شب ،
از درون برف شعرهايم آرام آرام بر مي آيد .
نه مپرسيد چگونه ،
شاعر چنان چون چلچله اي كوچنده است .
سال از پي سال تنها به فصلي ،
اندوه هايش را باز مي سرايد ؛
اما اينك او نيز آوازيست و
چشمان مه آلودش را فرو بسته است .
مپرسيد چرا چنين عاشقانه از همرزمانش مي سرايد !؟
- ۲۲۷
- ۱۰ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط