{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهاییم را با تو قسمت می‌کنم

تنهاییم را با تو قسمت می‌کنم
سهم کمی‌نیست
گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی
غم آنقدر دارم که می‌خواهم تمام فصل‌ها را بر سفره رنگین خود بنشانمت
بنشین
غمی‌نیست
حوای من بر من مگیر این خود ستایی را که بی شک تنها تر از من در زمین و آسمانت آدمی‌نیست
آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفته ام
تا روشنم شد در میان مردگان همدمی‌نیست
همواره چون من نه
فقط یک لحظه خوب من بیندیش
لبریزی از گفتن ولی در هیچ سویت محرمی‌نیست
من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم
شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی‌نیست
شاید به زخم من که می‌پوشم ز چشم شهر آن را در دست‌های بی نهایت مهربانش مرهمی
شاید و یا شاید
هزاران شاید دیگر اگرچه اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی‌نیست
دیدگاه ها (۱)

کدامیک از ما بدجنس تریم؟ من؟ که آرزوی کشیدن موهایت یکدم ره...

بچه ها من خیلی خسته شدم , قند خونم افتاده. میرم یکم استراحت ...

امروز دلم دوباره شکست…. از همان جای قبلی…! کاش می‌شد آخر اسم...

همیشه اینگونه بوده… همیشه این گونه بوده است کسی را که خیلی د...

تنهاییم را با تو قسمت می کنمسهم کمی نیستگسترده تر از عالم تن...

تنهاییم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم...

تنهاییم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم...

تنهاییم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم...

تنهاییم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم...

تنهاییم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم...

تنهاییم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم...

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست ...

تنهایی ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیستگسترده تر از عالم...

تنهایی ام را با تو قسمت می‌کنم سهم کمی نیستگسترده‌تر از عالم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط