{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از ما زمینیان به شما آسمانیان سلام

از ما زمینیان به شما آسمانیان سلام
مولای دل شکسته، امام زمان سلام

این روزها هزار و دوچندان شکسته ای
حالا کجای روضه ی بابا نشسته ای

رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت
قربان ریشه های نخ شال گردنت

آماده می کنی کفن و تربت و لحد
مرد سیاهپوش، خدا صبرتان دهد

گویا دوباره بیکس و بی یار وخسته ای
این روزها کنار دو بستر نشسته ای

انگار غصه دار جراحات سینه ای
گاهی به سامرایی وگاهی مدینه ای

یکبار فکر زهر و دل پر شراره ای
یکبار فکر واقعه گوشواره ای

با اینکه بر سر پدر دیده  بسته ای
اما به یاد مادر پهلو شکسته ای

آن مادری که بال و پرش درد می کند
هم کتف وشانه هم کمرش درد می کند

هم بین خانه  گفت و شنودش اشاره شد
هم آسمان روسَریَش پُر ستاره شد

دو ماه ونیم کارحسن(ع) مو شکافی و...
دو ماه ونیم بازوی مادر غلافی و...

دو ماه ونیم گونه زخمیِ ماه، تر
از چادر سیاه سرش هم، سیاه تر

تااینکه با سپاه پر تازیانه رفت
شمع شب مدینه هم آخر شبانه رفت...
دیدگاه ها (۸)

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

Part "69"☆ویو تهیونگ☆پشت میز چوبیِ غبارگرفته ایستادیم. کشوها...

برادر ناتنی

سایه‌های کلاغپارت چهلم | وقتی کلاغ‌ها پرواز کردندباد سرد از ...

Part "72"☆ویو تهیونگ☆یک ماه از به دنیا آمدن آرا می‌گذشت. توی...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

انتطار داشت مرد دستاشو از وسط بشونه و تیکه تیکه کنه اما با و...

تو دلقک بودی و من شینیگامی تو

سناریو مایکی { جنگل چشمات }8 سالگی))چشماشو باز کرد. مثل همیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط