بیا ای عشق، کز هجر تو بیتابم هنوز
بیا ای عشق، کز هجر تو بیتابم هنوز
در این شبهای بیپایان، در این گردابم هنوز
تو رفتی و جهان در چشم من خاموش شد، اما
به شوقِ دیدن رویت، دلِ بیتابم هنوز
به هر سو میروم، عطر تو میآید جانا
میانِ رویا و خاطراتت غرقِ خوابم هنوز
ز عقل پرسیدم از رازِ جدایی، پاسخی نشنیدم
که در تفسیرِ چشمانت، منِ بیتابم هنوز
مرا گفتند رها کن، دل به تقدیرِ زمان بسپار
ولی در خلوتِ شبها، تو را خواهانم هنوز
گرچه غزلی شد داستان رنجِ تنهاییم
به عشقِ بیریایت، تشنه گاه سیرابم هنوز
تو را آزاد خوانمت اگر نزدیکی، گرچه دوری
در رویای وصل تو، بیخوابم هنوز
بیا تا درد ناتمامِ من پایان بگیرد ای مه من
که در آغازِ این رؤیا، از تابش تو مهتابم هنوز
نه از روی نیاز وصلم، شاید از ترس جداییم
به شوقِ نگاهِ نابت، بیحسابم هنوز
اگر روزی گذر کردی ز کویم ،قصه شیرین من
بدان در خلوتِ قلبم، تلخترین کتابم هنوز
بیا روشنی عشق، پیش از خاموشی من
این هزاردستان نغمه خوان،در انتظار گل به استقبالم هنوز
#اشک_اهنگ
https://youtu.be/hhfx1MdjnZc?is=j4V69OzNRVUKPvmh
در این شبهای بیپایان، در این گردابم هنوز
تو رفتی و جهان در چشم من خاموش شد، اما
به شوقِ دیدن رویت، دلِ بیتابم هنوز
به هر سو میروم، عطر تو میآید جانا
میانِ رویا و خاطراتت غرقِ خوابم هنوز
ز عقل پرسیدم از رازِ جدایی، پاسخی نشنیدم
که در تفسیرِ چشمانت، منِ بیتابم هنوز
مرا گفتند رها کن، دل به تقدیرِ زمان بسپار
ولی در خلوتِ شبها، تو را خواهانم هنوز
گرچه غزلی شد داستان رنجِ تنهاییم
به عشقِ بیریایت، تشنه گاه سیرابم هنوز
تو را آزاد خوانمت اگر نزدیکی، گرچه دوری
در رویای وصل تو، بیخوابم هنوز
بیا تا درد ناتمامِ من پایان بگیرد ای مه من
که در آغازِ این رؤیا، از تابش تو مهتابم هنوز
نه از روی نیاز وصلم، شاید از ترس جداییم
به شوقِ نگاهِ نابت، بیحسابم هنوز
اگر روزی گذر کردی ز کویم ،قصه شیرین من
بدان در خلوتِ قلبم، تلخترین کتابم هنوز
بیا روشنی عشق، پیش از خاموشی من
این هزاردستان نغمه خوان،در انتظار گل به استقبالم هنوز
#اشک_اهنگ
https://youtu.be/hhfx1MdjnZc?is=j4V69OzNRVUKPvmh
- ۶۴
- ۲۳ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط