{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به آب روان گفت گل که از تو خواهم

به آب روان گفت گل که از تو خواهم
که رازی که گویم به بلبل بگوئی
پیام ار فرستد، پیامش بیاری
بخاک ار درافتد، غبارش بشوئی
بگوئی که ما را بود دیده بر ره
که فردا بیائی و ما را ببوئی
بگفتا به جوی آب رفته نیاید
نیابی مرا، گر چه عمری بجوئی
پیامی که داری به پیک دگر ده
بامید من هرگز این ره نپوئی
من از جوی چون بگذرم برنگردم
چو پژمرده گشتی تو، دیگر نروئی
بفردا چه میافکنی کار امروز
بخوان آنکسی را که مشتاق اوئی
بد اندیشه گیتی بناگه بدزدد
ز بلبل خوشی و ز گل خوبروئی
چو فردا شود، دیگرت کس نبوید
که بی رنگ و بی بوی، چون خاک کوئی
دل از آرزو یکنفس بود خرم
تو اندر دل باغ، چون آرزوئی
چو آب روان خوش کن این مرز و بگذر
تو مانند آبی که اکنون به جوئی
نکو کار شو تا توانی، که دائم
نمانداست در روی نیکو، نکوئی
تو پاکیزه خو را شکیبی نباشد
چو گردون گردان کند تندخوئی
نبیند گه سختی و تنگدستی
ز یاران یکدل، کسی جز دوروئی
دیدگاه ها (۲)

جهان از باد نوروزی جوان شد زهی زیبا که این ساعت جهان شد شم...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

#افتخارآفرینی_های_استاد_رزیتا_دغلاوی_نژاد_ادامه_دارد________...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

کانال 🌸مهر بانو ۲۰۱۸🌸https://t.me/joinchat/AAAAAEZCXhtYKvSlL...

مذهبی

شنیدستم که وقت برگریزانشد از باد خزان، برگی گریزانمیان شاخه‌...

#اشعار_بابا_افضل_کاشانی_____________________________________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط