{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب در جاده های سکوت

دیشب در جاده های سکوت
در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم
کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد
و من تنهاتر از همیشه به خانه برگشتم
دیدگاه ها (۱)

دلتنگم…نه برای کسی… از بی کسی …!!!خسته ام… نه از تکاپو… از د...

از دل کوچه گذشتم از میون جاده ی خیساین مسیر بدون برگشت که وا...

مقصد مال شهر قصه های بچگی هاسدنیای آدم بزرگا فقط جاده دارد …

وقتی به تو فکر می کنمجاده می آید…وقتی در جاده می روم تو همرا...

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

رمان تهیونگ و جنی

آن صبحِ سردِ بی‌تکرار«یادش بخیر، شبِ قبلش هنوز صدای خنده‌های...

موسیقی

عاشقانه های شبنم

ادامهp57داخل ماشین...تهیونگ اروم سرش رو برگردوند و به جی‌یون...

P4طناز با شنیدن حرف کانگ، رنگش پرید.— اگر مقاومت کرد... مجبو...

آخر شب که میشهسکوت خانه بیشتر از همیشه سنگینی می‌کند.همه خوا...

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط