{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم

و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد

چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟

خداحافظ ، تو ای بانوی شب های غزل خوانی
خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی

خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!
دیدگاه ها (۱)

تپشِ قلبِ مرا چلچله ها می دانندشوقِ ملموسِ مرا پنج...

کاش در تندیس آدم دل نبوداین همه غم داخلش منزل نبودکاش جای هر...

تو نبودی و به پاهای خدا افتادمدست بی رحم ترین ثانیه ها افتاد...

در ایـن شهر پـر از نیرنگ کسی آشنایم نیستکه حتی سایـه ای دارم...

خداحافظ 1405/6/11بر دلخوشی من SKخدا حافظ روز ها...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

#پاییزشبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم خداحافظ ، ولی هرگ...

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادمخداحافظ ، ولی هرگز نخواه...

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادمخداحافظ ، ولی هرگز نخواه...

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادمخداحافظ ، ولی هرگز نخواه...

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادمخداحافظ ، ولی هرگز نخواه...

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادمخداحافظ ، ولی هرگز نخواه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط