گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگرتهیه به دستورمیشود
گه جورمیشودخود آن بی مقدمه
گه بادوصدمقدمه ناجورمیشود
گاهی هزاردوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تومیشود
گاهی گدای گدایی وبخت باتویارنیست
گاهی تمام شهرگدای تومیشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای ازسنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته وبی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیرمیشود
ازهرچه زندگیست دلت سیرمیشود
گویی به خواب بودجوانی مان گذشت
گاهی چه زودفرصتمان دیرمیشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سرمکن که دلت پیر میشود...
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگرتهیه به دستورمیشود
گه جورمیشودخود آن بی مقدمه
گه بادوصدمقدمه ناجورمیشود
گاهی هزاردوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تومیشود
گاهی گدای گدایی وبخت باتویارنیست
گاهی تمام شهرگدای تومیشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای ازسنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته وبی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیرمیشود
ازهرچه زندگیست دلت سیرمیشود
گویی به خواب بودجوانی مان گذشت
گاهی چه زودفرصتمان دیرمیشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سرمکن که دلت پیر میشود...
- ۲.۸k
- ۱۷ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط