{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به خودم آمدم

به خودم آمدم
از رفتنت
دو فنجان قهوه
یک سکوت
و کمی پوچی
در خانه مانده بود..!
دیدگاه ها (۳)

آیا ما سزاوار بودیمتمام خیابان را در باران برویم؛و در انتهای...

من اینجادرست وسط پاییزایستاده ام ؛و دارم برگ به برگدوباره عا...

به رفتگر گفته ام برگ ها را آرام جارو کند.میان آن برگ هاخاطرا...

«شب که از راه می‌رسد، سکوتِ خانه از سکوتِ جهان سنگین‌تر می‌ش...

«شب که از راه می‌رسد، سکوتِ خانه از سکوتِ جهان سنگین‌تر می‌ش...

به خودم آمدم انگار تویی در من بود🌸این کمی بیشتر از دل به کسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط