{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوووو

ساعت دو ظهر:
از صبح ساعت ۱۱ تو اتاق بودین داشتین حرف میزدین و لگو درست میکردین
چون ساختموناش زیاد بودن تقسیم کرده بودین ۱۵ تا ماله تو ۱۵ تا ماله جونگین ۱۵ تا هم مال سونگمین البته اون ۱۰ تایه دیگه که مونده بود رو باید فاکتور بگیرم
سونگمین: یونا چقدر مونده؟
-برا من ۱۴
سونگمین: جونگین برا تو چی؟
جونگین: ۱۲
-برا خودت چی؟
سونگمین: ۱۵😆
- چجوری!
سونگمین: من هنوز تو زیر ساختش موندم
ویو اعضا تو آشپزخونه:
هیون: پس مکنه ها چرا ناقصن؟
چان: آوا راس میگی ها
لینو: اون سه تا ولگرد کجان؟
هان: آخرین بار دیدم رفتن اتاق گیم
چانگبین: بزارین بازی کنن
چان: آخه غذا
چانگ: درسته
لینو شتابان اومد تو اتاق
لینو: شما سه تا دارین چه غلطی میکن-
چشمش خورد به لگو ها
لینو: این چیههههه؟
سونگمین: لگو هیونگ لگو
لینو: خوشگله
- مرسی
لینو با لحن بچه گونه گفت
لینو: منم بازی منم بازی سونی دوری دونگی نیومدن
جونگین: هیونگ به کسی نگوهااا
لینو: نمیگم
-بیاااا
.... ساعت ۴ عصر...
از ۵۵ تا ساختمون ۴۵ تا مونده بود
جونگین شکمش صدا قورباغه داد
جونگین: ببشید
- من گشنمهههههههههه
با ذوق رو به لینو کردی:
- لینو هیونگ ناهار چیه؟
لینو: فک کنم تموم شده
سونگمین: نگران نباشید من بستنی دارم
- بیاین بریم بیرون (بیرون از اتاق) یکم استراحت کنیم بعد بیایم
بقیه: بریم
رفتین اشپزخونه پسرا داشتن قهوه میخوردن
تا شمارو دیدن چان پرسید
چان: کجا بودین
جونگین: تو اتاق
لیکسی: اووو😈
-خجالت بکششش
سونگمین: داریم یچیزی درست میکنیم
لینو: و تا تموم شدن اون کسی حق ورود به اتاق رو نداره وگرنه با من طرفه
پسرا: اوکی
جونگین و سونگ مین و یونا باهم :من کشنمعهه
هیون: ناهار نخوردین؟
-اخرین بار ساعت ۱۰ صبحونه خوردیم
لیکسی:شما سه تا فتوسنتز میکنید؟
....بعد غذا ....
رفتین اتاق تا ادامه شو بسازید
...وسط ساخت و ساز....
رفتی آب بخوری موقع اومدن دفترچه راهنما موند زیر پات و خوردی زمین
-آخخخ ماماننننن کمرممم
سونگمین: بچه چت شد؟
جونگین: یونا شی به تاریخ پیوست
لینو: چجوری اونجوری شد؟
-خوردم زمین 😅
خواستی پاشی که دیدی نمیتونی کمرت گرفته بود
-مامان جوننننن آیییی
...بعد نیم ساعت لینو و پسرا کمک کردن بیای پایین...
هیون: چت شده بچه؟
-کمرم به تاریخ پیوست
لیکسی: همدرد شدیم که 😂
-راس میگی😂😂
لینو: ناموصن چطوری میتونی بخندی؟
-چرا نخندم؟😅
لینو: شاید چون با مخ خوردی زمین
هان که تو اتاقش بود بدو اومد پایین
هان:هیونگ یونا هیونگ*نفس نفس* ببینید چی اومده!
گوشیش رو نشون داد یه پستر که نوشته بود فصل جدید اتک آن تایتان در راه است
هر سه هان و یونا و لینو ذوق کردن یونا از رویه عادت خواست بپره که کمرش اجازه نداد
-آیی مامان
پسرا:😂😂😂😂
ادامه دارد
پارت بعد
شرایط
۲ لایک دو کامنت
دیدگاه ها (۱۰)

#استری_کیدز #هان #لینو #هیونجین #فلیکس #سونگمین #بنگچان #آی_...

#استری_کیدز #هان #لینو #هیونجین #فلیکس #سونگمین #بنگچان #آی_...

#استری_کیدز #هان #لینو #هیونجین #فلیکس #سونگمین #بنگچان #آی_...

#استری_کیدز #هان #لینو #هیونجین #فلیکس #سونگمین #بنگچان #آی_...

#استری_کیدز #هان #لینو #هیونجین #فلیکس #سونگمین #بنگچان #آی_...

#استری_کیدز #هان #لینو #هیونجین #فلیکس #سونگمین #بنگچان #آی_...

#استری_کیدز #هان #لینو #هیونجین #فلیکس #سونگمین #بنگچان #آی_...

#استری_کیدز #هان #لینو #هیونجین #فلیکس #سونگمین #بنگچان #آی_...

تولد کیم سونگمین و همچنین ۱ مهر رو تبریک میگم🤡🤣#استریکیدز #ا...

تمام متولدین مهر🛐🎇#استریکیدز #اسکیز#چان#بنگچان#کریستوفر_بنگچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط