{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگم

شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگم

که چون شب بو به وقت صبح، من بسیار دلتنگم

مرا چون آینه هر کس به کیش خویش پندارد

و الّا من چو مِی با مست و با هشیار یکرنگم

شبی در گوشه ی محراب قدری «ربّنا» خواندم

همان یک بار تارِ موی یار افتاد در چنگم

اگر دنیا مرا چندی برقصاند ملالی نیست

که من گریانده ام یک عمر دنیا را به آهنگم

به خاطر بسپریدم دشمنان چون «نام من عشق است»

فراموشم کنید ای دوستان من مایه ی ننگم

مرا چشمان دلسنگی به خاک تیره بنشانید

همین یک جمله را با سرمه بنویسید بر سنگم
دیدگاه ها (۱)

شاهد مرگ غم انگیز بهارم چه کنم؟ ابر دلتنگم اگر زار نبارم چه...

گاه می کنم از هر طرف سوار تویی نشسته یک تنه بر صدرِ روزگار ...

به شکوه آنچه بازیچه نیست بیندیش. من خوب می دانم که زندگی،...

عنت به دو روز پست این چرخ کبود لعنت به تمام بود هایی که...

شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون شب‌بو به وقت صب...

نام من عشق استشبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون ش...

نام من عشق هستشبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون ش...

نام من عشق استشبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون ش...

شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون شب‌بو به وقت صب...

شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون شب‌بو به وقت صب...

شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون شب‌بو به وقت صب...

شبی با بید می رقصم، شبی با باد می جنگمکه چون شب‌بو به وقت صب...

شبی با بید می رقصم ،  شبی با باد می جنگمکه چون شببو به وقت ص...

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط