سلام مخملام
ما دیروز رفتیم اردو و اجازه داشتم گوشی ببرم
بعدش من توی اتوبوس کلاس هفتمیها بودم که توش یک چند تایی نهمی بودش البته فکر کنم فقط سه نفر نهمی بودیم
به هر حال اگر یه چیزیو بخوام به طور رسمی اعلام کنم اینه که
هر چقدر نقاشی من خوبه و هر چقدر آشپزی یاقوتی خوبه اونا رقصشون خوبه
من یه جا نشسته بودم داشتم نگاه میکردم رقصاشونو که ازشون یاد بگیرم رقص بلد نیستم:)
بعدش لباسمونو عوض کردیم رفتیم اونجا فقط بدو بدو کردیم
گروه ما سه نفره بودش بعدش ما همینجوری داشتیم میدویدیم و ۱۲۳۴ میکردیم که معلم ورزش و معلما ما را دیدند بعد موقع صبحونه اومدن کنارمون گفتن ورزش کردنتونو دیدیم خوشمون اومد حتماً خیلی ورزش دوست دارین ، پیشوا فکر کنم تو قبلاً گفته بودی که ورزش خیلی دوست داشتی نه؟
منم با کمال صداقت گفتم از ورزش متنفرم تنها چیزی که از ورزش دوست دارم معلمشه-
خلاصه بهشون آجیل تعارف کردم وقتی که داشتن میرفتن
بعد ما هم سریع صبحونمونو تموم کردیم رفتیم بازم راه بریم
خلاصه من همش گم و گور میشدم همه اعضای گروهم همش دنبالم میدویدن پیشوا کجا رفتی
من هر بار داشتم با یکی قدم میزدم حرف میزدم
تازه اونجا وسایل ورزشیهاش یک نکته خاص داشت
دو طرف میلههای وسایل ورزشی دو تا آدمک قرمز بود که برای نگه داشتن گوشی و بطری بود
اونی که برای نگه داشتن گوشی بود توی وسایل ورزشیهایی که مربوط به پا هستش سیکس پک نداشت
ولی اونایی که باید از دستات استفاده میکردی سیکس پک داشت
وقتی به معلم ورزش نشون دادم خیلی شگفت زده شد
خلاصه بعدش یک گربه پیدا کردیم که بخوام خیلی خلاصه بگم خودش یکی از جاذبههای گردشگری اونجا بود
ما رفتیم یه عالمه دنبالش گشتیم وقتی که دیگه ناامید شده بودیم یهو دیدیم گربه داره راه میره جلومون
ما هم حمله کردیم رفتیم نازش کردیم ازش فیلم گرفتیم یا اون خانمی که پشت سرمون داشت رد میشد و از مسئولین اونجا بود گفت انگل داره
احتمال میدم که گفته انگل داره که زیاد دستمالیش نکنیم حیوان خدا رو
بعدش ما رفتیم دستامونو با وایتکس شستیم
بعد موقع ناهار هم اومد دوباره کنارمون
هی بالای سرش گل میذاشتیم که ازش عکس بگیریم گل رو مینداخت
جالب اینجاست برای اینکه دستمو بهش نخوره با استفاده از چوب گل میذاشتیم
و اینکه بعد از ۶ ساعت اون لباس توی تنم بود یهو متوجه شدم عهههه لباس من مثل ابیگل بروکس توی قسمت نهم سیرک دیجیتالیه
خلاصه دومین کاس پلی عمرم نادونسته انجام شد
کلی از کنار کافه رد شده بودیم میخواستیم بریم یه چیزی بخریم همه رفتن آیسپک نسکافه گرفتن منم خواستم برم بگیرم از شانسم نسکافشون تموم شده بود فقط یک اسکوپ مونده بود
گفت میخوای واست از طعمای دیگه هم بزارم گفتم باشه گفت توت فرنگی هم داریم گفتم بزارین گفت اونم فقط یه اسکوپه
خلاصه مجبور شدم سه تا مزه انتخاب کنم توت فرنگی موز نسکافه
بعدش نشستم خوردم
یک تاب خیلی خیلی بزرگ گرد بود که دو نفره میشستیم روش ما رو تاب میدادن یه جوری بالا که وقتی میرفتیم بالا میخواستیم بیایم پایین از صندلیمون جدا میشدیم بعد یهو میافتادیم روش
خیلی ترسناک بود ولی دفعه دوم که سوار شدم چشمامو میبستم
خلاصه بعدش گفتن اتوبوسمون اومده و ما هم ساعت ۲ دیگه رفتیم بیرون
بعدش من توی اتوبوس کلاس هفتمیها بودم که توش یک چند تایی نهمی بودش البته فکر کنم فقط سه نفر نهمی بودیم
به هر حال اگر یه چیزیو بخوام به طور رسمی اعلام کنم اینه که
هر چقدر نقاشی من خوبه و هر چقدر آشپزی یاقوتی خوبه اونا رقصشون خوبه
من یه جا نشسته بودم داشتم نگاه میکردم رقصاشونو که ازشون یاد بگیرم رقص بلد نیستم:)
بعدش لباسمونو عوض کردیم رفتیم اونجا فقط بدو بدو کردیم
گروه ما سه نفره بودش بعدش ما همینجوری داشتیم میدویدیم و ۱۲۳۴ میکردیم که معلم ورزش و معلما ما را دیدند بعد موقع صبحونه اومدن کنارمون گفتن ورزش کردنتونو دیدیم خوشمون اومد حتماً خیلی ورزش دوست دارین ، پیشوا فکر کنم تو قبلاً گفته بودی که ورزش خیلی دوست داشتی نه؟
منم با کمال صداقت گفتم از ورزش متنفرم تنها چیزی که از ورزش دوست دارم معلمشه-
خلاصه بهشون آجیل تعارف کردم وقتی که داشتن میرفتن
بعد ما هم سریع صبحونمونو تموم کردیم رفتیم بازم راه بریم
خلاصه من همش گم و گور میشدم همه اعضای گروهم همش دنبالم میدویدن پیشوا کجا رفتی
من هر بار داشتم با یکی قدم میزدم حرف میزدم
تازه اونجا وسایل ورزشیهاش یک نکته خاص داشت
دو طرف میلههای وسایل ورزشی دو تا آدمک قرمز بود که برای نگه داشتن گوشی و بطری بود
اونی که برای نگه داشتن گوشی بود توی وسایل ورزشیهایی که مربوط به پا هستش سیکس پک نداشت
ولی اونایی که باید از دستات استفاده میکردی سیکس پک داشت
وقتی به معلم ورزش نشون دادم خیلی شگفت زده شد
خلاصه بعدش یک گربه پیدا کردیم که بخوام خیلی خلاصه بگم خودش یکی از جاذبههای گردشگری اونجا بود
ما رفتیم یه عالمه دنبالش گشتیم وقتی که دیگه ناامید شده بودیم یهو دیدیم گربه داره راه میره جلومون
ما هم حمله کردیم رفتیم نازش کردیم ازش فیلم گرفتیم یا اون خانمی که پشت سرمون داشت رد میشد و از مسئولین اونجا بود گفت انگل داره
احتمال میدم که گفته انگل داره که زیاد دستمالیش نکنیم حیوان خدا رو
بعدش ما رفتیم دستامونو با وایتکس شستیم
بعد موقع ناهار هم اومد دوباره کنارمون
هی بالای سرش گل میذاشتیم که ازش عکس بگیریم گل رو مینداخت
جالب اینجاست برای اینکه دستمو بهش نخوره با استفاده از چوب گل میذاشتیم
و اینکه بعد از ۶ ساعت اون لباس توی تنم بود یهو متوجه شدم عهههه لباس من مثل ابیگل بروکس توی قسمت نهم سیرک دیجیتالیه
خلاصه دومین کاس پلی عمرم نادونسته انجام شد
کلی از کنار کافه رد شده بودیم میخواستیم بریم یه چیزی بخریم همه رفتن آیسپک نسکافه گرفتن منم خواستم برم بگیرم از شانسم نسکافشون تموم شده بود فقط یک اسکوپ مونده بود
گفت میخوای واست از طعمای دیگه هم بزارم گفتم باشه گفت توت فرنگی هم داریم گفتم بزارین گفت اونم فقط یه اسکوپه
خلاصه مجبور شدم سه تا مزه انتخاب کنم توت فرنگی موز نسکافه
بعدش نشستم خوردم
یک تاب خیلی خیلی بزرگ گرد بود که دو نفره میشستیم روش ما رو تاب میدادن یه جوری بالا که وقتی میرفتیم بالا میخواستیم بیایم پایین از صندلیمون جدا میشدیم بعد یهو میافتادیم روش
خیلی ترسناک بود ولی دفعه دوم که سوار شدم چشمامو میبستم
خلاصه بعدش گفتن اتوبوسمون اومده و ما هم ساعت ۲ دیگه رفتیم بیرون
- ۲.۱k
- ۳۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط