{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با یکی از همکلاسیام امروز بعد از مدتها حرف زدم

با یکی از همکلاسیام امروز بعد از مدتها حرف زدم
قرار بود یکم اطلاعات ازش بگیرم
نفهمیدم چجور شد اطلاعات دادم بدون دریافت خبری 😐
خیلی زرنگه نکبتی😒
نم پس نمیده😅 😅 😅 😅
دیدگاه ها (۳)

استقلالتم رفیق 😉 😉 😉

😐 😐 😟

شما نمیدونین؟من نگرانشونم 😐 😐

به من نگو اونا پش سرم چی گفتن بگو چرا پیش تو اینقد راحت بودن...

پارت دو: وییوی جیسونگ:مثل همیشه وارد کلاس شدم هر چی نشستم جه...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟎چند ثانیه بهش نگاه میک...

شاهزاده دوست داشتنی من

تکپارتی نامجون کریسمس داشتم برای شب کریسمس آماده میشدم که جش...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

part 38صبح//پسرا از صبح زود بیدار شده بودن و صبحونه رو آماده...

قاتل زنجیرای من ⛓️🩸[24]در کنار تهیونگ نشستم که تهیونگ برگشت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط