چند پارتی جیمین پارت هفتم

هانا خودش هم باورش نمی‌شد این حرف رو زده.
ـ من... من نمی‌خواستم بهت بگم. می‌دونم تو از میا خوشت میاد و منم نمی‌خوام چیزی رو خراب کنم. فقط وقتی اون پیام‌ها رو دیدم، فکر کردم شاید بهتره ازت فاصله بگیرم.
نفس لرزونی کشید.
ـ ببخشید. می‌دونم که نباید همچین احساسی می‌داشتم. من دیگه مزاحمت نمی‌شم...
بلند شد تا بره، اما جیمین با صدای آرومی گفت:
ـ هانا، بشین.
هانا سرش رو تکون داد.
ـ لطفاً نرو...
صدای جیمین اون‌قدر آروم و متفاوت بود که هانا همون‌جا متوقف شد.
جیمین بلند شد و روبه‌روش ایستاد.
برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد؛ انگار داشت دنبال بهترین کلمات دنیا می‌گشت.
بعد آهسته گفت:
ـ تو واقعاً فکر کردی من ازت خوشم نمیاد؟
هانا با صدای ضعیفی جواب داد:
ـ آخه همیشه منو اذیت می‌کنی...
جیمین یه خنده‌ی کوتاه کرد.
ـ خب، این که دلیل نمی‌شه!
ـ با میا بیرون می‌رفتی...
ـ چون همکارم بود و چند بار با هم قهوه خوردیم. من هیچ‌وقت بهش نگفتم که ازش خوشم میاد.
ـ ولی...
ـ هانا، بذار حرفمو بزنم.
این بار صدای جیمین کمی لرز داشت.
ـ می‌دونی چرا همیشه اذیتت می‌کنم؟ چون وقتی می‌خندی، منم ناخودآگاه می‌خندم. چون وقتی ناراحتی، کل روزم خراب می‌شه. چون وقتی کنارم نیستی، هی دنبالتم و وقتی باهام حرف می‌زنی، دلم نمی‌خواد مکالمه‌مون تموم بشه.
هانا با چشم‌های گرد شده نگاهش کرد.
جیمین دستش رو توی موهاش برد و با خجالت خندید.
ـ لعنتی، این خیلی سخت‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم.
هانا با وجود اشک‌هاش یه خنده‌ی کوچولو کرد.
جیمین هم لبخند زد.
ـ تولدت مبارک، هانا.
دیدگاه ها (۰)

𓆩 پارت ۳۶ 𓆪 🖤ات درِ اتاق را بست و به جیمین خیره شد.ـ «خب؟ چر...

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد پارت۴

چندپارتی تهیونگ

پارت ۴۳بعد از اتفاقات دیشب، چند روز گذشت.من و تهیونگ دوباره ...

the lost leaves/رمان جیمین

ادامه ی پارت ۱۹۵

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_45فصل نوزدهم | ...

«دختر کوچولوی من »پارت هفتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط