جنگل ترسناک قسمت ۱۰

درختان تکان میخوردن و سایه سایرن هد نزدیک میشد که ناگهان....
کاگویا با شمشیری با ارتفاع ۱۴۵۳۸۹ متر( از خودم در اوردم) به سر اون ضربه میزنه.
من: واییی کاگویا خودتی اومدی ممنون.
رومی: وایییی کاگویا خوشحالم زنده ای.
کاگویا: خوشحالی نکنید همه بچه ها و بقیه در خطرن.
من: چیی من اصلا یادم نبوددددددددددد.
کاگویا: برید برید سریععععععععععع....
سایرن هد شکست خورده روی زمین افتاد و مرد.
ما هم سریع فرار کردیم یا به بقیه برسیم.
ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۶)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط