{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل پسته ای سر بسته

مثل پسته ای سر بسته

تمام عیدم را

مشغول خودت کردی

نمی توانم ببینمت اما

همین که می دانم هستی

حال جیبم خوب است

حال دست هایی که

به ناز و نوازشت رضایت دادند

حال چشم هایم

حال انگشت هایم

وقتی که می بوسمت

و لبم برای دلت ،شور می زند.

حال آغوشم را دوست دارم

حال مشتی که تو را به تمام ظرف

ترجیح داده

بی آن که یک دل سیر دیده باشمت

بی آن که آنقدر خندیده باشیم

که چادرت باز شود

بیفتد



| رسول ادهمی |
دیدگاه ها (۱۱)

مرد بی رحم

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

مثل پسته ای سر بستهتمام عیدم رامشغول خودت کردی نمی توانم ببی...

.دلم برای چه خبر چه خبر هایمان تنگ شدههمان چه خبرهایی که یعن...

نیستی. نیستی که ببینمت.نیستی راه برویم تمام این شهر را. نیست...

‌من چای را توی لیوان بلوری دسته دار دوست دارم، هنوز هم رنگ س...

بوی کتلت مادر آنقدر خوب بود و من همیشه آنقدر گرسنه بودم که ا...

#یِمیستاحالا که تو حال و هوای یونانیم، یه دلمه به سبک یونانی...

#داستان_امشب...بوی کتلت مادر آنقدر خوب بود و من همیشه آنقدر ...

کتلت مادربوی کتلت مادر آنقدر خوب بود و من همیشه آنقدر گرسنه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط