اشتباهش را #میبخشیدم...

اشتباهش را #میبخشیدم...
قهر کہ میڪرد براے #آشتی پیش قدم‌میشدم...
#بحث کہ میڪردیم #کوتاه_میامدم...
یڪ #زمان اما چشم باز ڪردم و دیدم آنقدر از هم #فاصلہ گرفتہ ایم کہ...
براے حرف زدنِ با من #فریاد میڪشد...
#نبخشیدم...
#پیش_قدم نشدم...
#ڪوتاه نیامدم...
#فقط_بی_صدا...
#باروبندیلم را جمع ڪردم و #رفتم...
"آن موقع وقتِ #رفتن بود بدونِ
#هیچ_معطلی"...
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

وقتی دابمسش گرفتی ولی... 🤍✨(the last part 🫠🐾)ویو تهیونگ داشت...

**عنوان: ضربان‌های پنهان باران**سالن مجلل مهمانی پر از هیاهو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۸۷عه میخواستی..؟ خب ...

چند پارتی (درخواستی)

پارت ۱ ویو ا.ت صدای همهمه ی صحبت ها در فضای عذاب آور خونه پی...

ادامه قبلی

Part 11

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۴جونگکوک سردرگم بر...

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط