بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
این نجات - بِمَفازَتِهِم - است :
اگرحقیقتاً طالب نجاتی و میخواهی خدا نجاتت دهد، باید پیش از آن انسانی آزاد با ذهنی رها باشی.
خداوند چنین کسانی را وعدهٔ نجات داده است؛
وَيُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوْا بِمَفَازَتِهِمْ - و خداوند متقین را به سبب رستگاری شان نجات میبخشد.(سوره زمر بخشی از آیه 61)
دقت کن چه میفرماید!؛به سبب رستگاری شان نجاتشان میدهد! این یعنی باید پیش از این، رستگار شده باشند، به رهایی رسیده باشند، تا مشمول نجات شوند!
این رهایی مقدمهٔ نجات است.
باید خودت راازنحوهٔ زندگی گذشته، از افکار و اوهام پیشین، از آمال و آرمان پرستیهای بیحاصل رها کرده باشی تا شایستهٔ نجات خداوندی گردی.
رهایی و رَستَن ابتدای کار است نه انتهای آن!
این رهایییافتگاناند که نجات پیدا میکنند!
رستگاری، رهایی است. رَستَن از بندهای اسارتبار خواهشها وآرزوهاست.
رستگار کسی است که برخوردار از یک ذهن پاک و رها از همهچیز است. و این رهایی،باید ابتدا توسط خودت محقق شود، تا نجات خداوندی به تو روی آورد. زیرا این نجات همانطور که خودفرموده براساس تحقق بِمَفازَتِهم - است.یعنی به پاس رهایی ورها کردنهایشان.تا این فوز رهایی ورستگاری نباشد، تا زمینه مهیا نشود، مگر می شود از نجات برخوردار شد؟!
کسی که ذهنش پر از خواستن این چیز و آن چیز است، کسی که هزار و یک تعهد و تعلق و وابستگی به این و آن دارد و بر دست و بر ذهنش هزاران بند است، کجا - بِمَفازَتِهِم -دارد؟! چنین شخصی رها نیست. در غل و زنجیر است. حال آنکه آیه می فرماید خداوند به پاس رهایی و رستگاری شان نجاتشان میبخشد.
ای دوست، یک سالک باید پیش از هر چیز - بِمَفازَتِهِم، را محقق کند. این یعنی باید ذهنی رها و پاک از همه چیز داشته باشد و از بندهای اسارت بارخواهشها وآرزوها آزادشده باشد. و آنگاه است که شایستهٔ نجات الهی شده است.
این نجات - بِمَفازَتِهِم - است :
اگرحقیقتاً طالب نجاتی و میخواهی خدا نجاتت دهد، باید پیش از آن انسانی آزاد با ذهنی رها باشی.
خداوند چنین کسانی را وعدهٔ نجات داده است؛
وَيُنَجِّي اللَّهُ الَّذِينَ اتَّقَوْا بِمَفَازَتِهِمْ - و خداوند متقین را به سبب رستگاری شان نجات میبخشد.(سوره زمر بخشی از آیه 61)
دقت کن چه میفرماید!؛به سبب رستگاری شان نجاتشان میدهد! این یعنی باید پیش از این، رستگار شده باشند، به رهایی رسیده باشند، تا مشمول نجات شوند!
این رهایی مقدمهٔ نجات است.
باید خودت راازنحوهٔ زندگی گذشته، از افکار و اوهام پیشین، از آمال و آرمان پرستیهای بیحاصل رها کرده باشی تا شایستهٔ نجات خداوندی گردی.
رهایی و رَستَن ابتدای کار است نه انتهای آن!
این رهایییافتگاناند که نجات پیدا میکنند!
رستگاری، رهایی است. رَستَن از بندهای اسارتبار خواهشها وآرزوهاست.
رستگار کسی است که برخوردار از یک ذهن پاک و رها از همهچیز است. و این رهایی،باید ابتدا توسط خودت محقق شود، تا نجات خداوندی به تو روی آورد. زیرا این نجات همانطور که خودفرموده براساس تحقق بِمَفازَتِهم - است.یعنی به پاس رهایی ورها کردنهایشان.تا این فوز رهایی ورستگاری نباشد، تا زمینه مهیا نشود، مگر می شود از نجات برخوردار شد؟!
کسی که ذهنش پر از خواستن این چیز و آن چیز است، کسی که هزار و یک تعهد و تعلق و وابستگی به این و آن دارد و بر دست و بر ذهنش هزاران بند است، کجا - بِمَفازَتِهِم -دارد؟! چنین شخصی رها نیست. در غل و زنجیر است. حال آنکه آیه می فرماید خداوند به پاس رهایی و رستگاری شان نجاتشان میبخشد.
ای دوست، یک سالک باید پیش از هر چیز - بِمَفازَتِهِم، را محقق کند. این یعنی باید ذهنی رها و پاک از همه چیز داشته باشد و از بندهای اسارت بارخواهشها وآرزوها آزادشده باشد. و آنگاه است که شایستهٔ نجات الهی شده است.
- ۷۹۵
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط