..جنگهای ایرانیان باخلفای عباسی ....بابک خرمدین .
..جنگهای ایرانیان باخلفای عباسی ....بابک خرمدین . یکی دیگراز دشمنان خلفای عباسی بابک خرمدین بود ودر اوان خلافت مأمون،چنانکه اشاره کردیم در شمال و مشرق آذربایجان بعد از قتل ابو مسلم خراسانی
به خونخواهی او قیام کرداو به احیای آیین مزدکی برخاست و مردم زیادی که همه جامه های سرخ در بر می کردند دور او را گرفتند.بابک به یاری این سرخ جامگان یا مُحَمِّره مدت بیست سال بر آذربایجان و ارمنستان مستولی بود و چندین بار لشکریان مأمون و معتصم را شکست داد و بیش از پانصد هزار نفر از ایشان را کشت و هیچ کس حریف او نمی شد. تا سرانجام.
در سال221 معتصم افشین را مأمور دفع بابک کرد.افشین یکی دیگر از سردارن ایرانی ولی درخدمت وباج خور خلیفه بود او از سال 221تا 223 قلاع معتبری را که بابکیّه در دست داشتند،گرفت و بابک به ارمنستان گریخت امّا دراثر یک توطعه وخیانت در همان جا گرفتار شد و افشین او و برادرش را به بغداد فرستاد واین در حالی بود که زنان ودختران بابک ومازیار وافشین از قبل درچنگ خلیفه بودند درموقعع محکمه خلیفه دستور دادتا یکدست اورا قطع کنندوقتی خون فواره زد بابک بادست دیگر صورت خود راباخون رنگی کرد معتصم علت را پرسید بابک درجواب گفت وقتی خون ازبدنم بیرون رفت چهره ام زردخواهد شدومن نمیخواهم تو فکر کنی از تو ترسیده ام معتصم دستور دادتا دست دیگرش راهم قطع کرده وسپس دو نیزه درسینه اش فروکرده وهر دو برادر را به دار آویخت مطالبی درمورد
ازار دختران اینسه دلاور است درج انرا در اینجا صلاح نمیبنم وبدین ترتیب این فتنهٔ بزرگ که باعث تزلزل دائمی خاطر خلیفه بود موقتا خوابید.ولی راه این دلیرمردان همچنان ادامه پیدا کرد......
به خونخواهی او قیام کرداو به احیای آیین مزدکی برخاست و مردم زیادی که همه جامه های سرخ در بر می کردند دور او را گرفتند.بابک به یاری این سرخ جامگان یا مُحَمِّره مدت بیست سال بر آذربایجان و ارمنستان مستولی بود و چندین بار لشکریان مأمون و معتصم را شکست داد و بیش از پانصد هزار نفر از ایشان را کشت و هیچ کس حریف او نمی شد. تا سرانجام.
در سال221 معتصم افشین را مأمور دفع بابک کرد.افشین یکی دیگر از سردارن ایرانی ولی درخدمت وباج خور خلیفه بود او از سال 221تا 223 قلاع معتبری را که بابکیّه در دست داشتند،گرفت و بابک به ارمنستان گریخت امّا دراثر یک توطعه وخیانت در همان جا گرفتار شد و افشین او و برادرش را به بغداد فرستاد واین در حالی بود که زنان ودختران بابک ومازیار وافشین از قبل درچنگ خلیفه بودند درموقعع محکمه خلیفه دستور دادتا یکدست اورا قطع کنندوقتی خون فواره زد بابک بادست دیگر صورت خود راباخون رنگی کرد معتصم علت را پرسید بابک درجواب گفت وقتی خون ازبدنم بیرون رفت چهره ام زردخواهد شدومن نمیخواهم تو فکر کنی از تو ترسیده ام معتصم دستور دادتا دست دیگرش راهم قطع کرده وسپس دو نیزه درسینه اش فروکرده وهر دو برادر را به دار آویخت مطالبی درمورد
ازار دختران اینسه دلاور است درج انرا در اینجا صلاح نمیبنم وبدین ترتیب این فتنهٔ بزرگ که باعث تزلزل دائمی خاطر خلیفه بود موقتا خوابید.ولی راه این دلیرمردان همچنان ادامه پیدا کرد......
- ۳.۰k
- ۱۶ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط