🦋⃤ #𝓡𝓸𝔂𝓪 🦋⃤

🦋⃤ #𝓡𝓸𝔂𝓪 🦋⃤
بعضی وقت ها بعضــــــــی ها " #بی_صـــــــــدا "

از زندگیَتـــــ #میرونـــد " #بی_خــــــــــداحافظی "

بـا پـــای "بــــرهــــنــــه" روی "نوکِــــــ پــــــا"

پاورچین ... پاورچین

تا مبادا صدایِ "تــــــــق تــــقِ " کفش هاشان

آگاهتــــ کُنـــد از #رفتنشان ...!

و ...!
#این_نهایـــت_نامـــــردیســــــــ
دیدگاه ها (۱)

#رزمنده.یمنی💪✌🇾🇪گاهی برای ایستادن، کفش لازم نیست…وقتی پایِ آ...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۳ خدمه همانطور که با حوصله گره مو...

برده عمارت جئون

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

پارت ۳۱ناروتو به ارامی روی تخت دراز کشید، لحظه ای که سرش روی...

دیو و دلبر پارت ۲۷ لباسم را در مشتم جمع کردم کلی خنده و خوشح...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_53فصل بیست‌وسوم...

یک سگ زیادی ولگرد

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط